خاطرات سفیر

دختـر هابیل پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۷ 10:21
یک کتاب خوش ساخت،خوش خوان،خوش دست و کلی خوش خوش دیگه.

تو کتابفروشی وقتی ورق میزدم تا ببینم چی به چیه؟!

دیدم عرض دو دقیقه سه صفحه اش رو تموم کردم،قلم طنازانه ای داشت،منو یاد جودی ابوت مینداخت.

و الان کلی مفتخرم که این کتاب رو خریدم.

داستان در مورد دختری به نام نیلوفر شادمهری است،که دانشجو دکترای طراحی صنعتی،بورسیه شده فرانسه و حالا اون دیگه نیلوفر شادمهری نیست،اون نماینده و سفیر ایران هست و در یک کشور غربی و جوابگو به تمام سوالات دینی،سیاسی،اعتقادی،فرهنگی و اجتماعی باید اعتراف کنم من بودم کم میاوردم،اما ماشالله از پس همه برمیاد.

ایشون با قاطعیت پاسخگو برای اون دسته از افراد هستند که شبهات اسلام رو مطرح میکنند و به نظرم باید همه نحوه برخورد و پاسخگویی رو بلد باشیم.

به هر حال وقتی از کشور خارج میشیم،ما نماینده انحصاری هستیم لزومی به سیاه نمایی کشور پیش اجانب نیست،حالا ما از وضعیت اسفبارمون بگیم،اونا دلشون برامون سوخته؟!

در بخشی از کتاب " خاطرات سفیر" به خاطره اعتصاب راننده اتوبوس ها در فرانسه اشاره میکنه«یه دفعه چشمم به یه اتوبوس افتاد که جلوی روی همه اومد و صاف وایساد توی ایستگاه.راننده اتوبوس رو خاموش کرد و سوت زنان از اتوبوس پیاده شد. رفتم جلو، سلام کردم و گفتم: "عذر می خوام. امروز اتوبوس نیست" گفت: "نه، امروز اعتصابه" دوست داشتم بدونم اعتصاب برای چیه؛ به خصوص که داشتم متضرر می شدم و ناخواسته در زنجیره نتایج اعتصاب دخیل شده بودم. گفتم: "ببخشید ... می شه بدونم برای چی راننده ها اعتصاب کردند؟" راننده اتوبوس یه نگاهی به من انداخت و گفت: "این یه موضوع ملّیه. به خارجیا ارتباطی نداره." (آفرین ورپریده! از این حس ملی گرایی ات خیلی خوشم اومد بی تربیت!)

خب، دیگه چی باید می گفتم؟ هیچی!

اما واقعا این حس دوگانه ای که توی پرانتز نوشتم سراغم اومد. اگرچه جواب بی ادبانه ای بود،

آفرین به این شخص که علیه دولتش هم که تحصن می کنه وقتی مقابل یه خارجی قرار می گیره بهش حق نمی ده که بخواد حتی وارد دعواهای ملی بشه.

واقعا از این کارش خیلی خوشم اومد. من اگه جای رئیس اش بودم حتما تشویق اش می کردم.

یه جای کتاب، ریاض که اهل تسنن هست و فرازی از دعای کمیل رو میخونه و شروع به گریه کردن میکنه و نام دعا رو میپرسه؟! راستش کنار دستم یه ارتباط با خدا بود همون موقع و وقتی من دنبال صفحه زدن برای پیدا کردن دعای کمیل بودم دقیقا همون فراز از دعا که تو کتاب بود،باز شد و دیگه حجت بر من تمام شد.

خلاصه اگه علقه ی مذهبی دارید،اگه تشنه حقیقت هستید،اگه گاهی دچار شک و تردید میشین توصیه میکنم این کتاب رو جرعه جرعه بنوشید

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان