لحظه گرگ و میش
دختـر هابیل چهارشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۷ 10:41
سریال لحظه گرگ و میش رو دوست دارم.
به ابعاد مخلتف پرداخته،شهادت،اسیری،مفقود الاثری و چشم به راه بودن مادر به جسد فرزندش،
به یه عده طماع که از این سفره خوب خوردن و بردن،به سهمیه برای رفتن به دانشگاه وگرفتن شغل پس از اون،به پزشک هایی که با گرفتن ویزیت و عمل بیجا،برای خودشون کلی برج میسازن مثل سروش مطلق
امثال سروش مطلق کم نیستند،یادمه وقتی از درد پیش دکتر رفتم،گفت باید عمل بشی اما بیمارستانی که من میگم،جای دیگه(دولتی منظورش بود)باشه من نمی تونم و باید انترن عمل کنه اونام ناشی لته و پارت میکنن چون دانشجو هستن و کلی تو دل ما رو خالی کرد و دیگه دو راهی نمیمونه، دست این شفاست و دست بقیه همدست عزرائیل.
بعد عمل تو بیمارستان خصوصی،گفت بیا مطب برای بازبینی،بیمارستان هم نه،فقط مطب
ماه رمضون بود حالا من روزه نمی گرفتم اما گرما هلک هلک مجید دهن روزه منو میبرد مطب یادمه اون زمان هنوز اتومبیل نداشتیم،به هر کی اونجا بود میگفت:عفونت کرده یه پماد می نوشت و می گفت:هفته بعد هم بیا بخیه هات رو بکشم با اینکه من میدونستم بخیه هام جذبی هست اما باز هفته بعد میرفتی و فکر می کنید چی میگفت:خانم بخیه هات جذبی هست و خودش به مرور تموم میشه
و بابت دو هفته الکی مبلغ ۸۰تومن میگرفت و تو حساب کن در اون روز چند نفر میره و از چند نفر پول زور میگیره،در حالیکه همین حرفا رو می تونه تو بیمارستان بزنه.
یا فاطمه خواهر خودم که چهارمیلیون بی زبون پول عملی رو داد که بعدا متوجه شد اصلا لازم نداشته و تا حالا داره ریشه تو چشمش میزنه و قالی می بافه تا بتونه قرض عمل رو بده.
به ابعاد مخلتف پرداخته،شهادت،اسیری،مفقود الاثری و چشم به راه بودن مادر به جسد فرزندش،
به یه عده طماع که از این سفره خوب خوردن و بردن،به سهمیه برای رفتن به دانشگاه وگرفتن شغل پس از اون،به پزشک هایی که با گرفتن ویزیت و عمل بیجا،برای خودشون کلی برج میسازن مثل سروش مطلق
امثال سروش مطلق کم نیستند،یادمه وقتی از درد پیش دکتر رفتم،گفت باید عمل بشی اما بیمارستانی که من میگم،جای دیگه(دولتی منظورش بود)باشه من نمی تونم و باید انترن عمل کنه اونام ناشی لته و پارت میکنن چون دانشجو هستن و کلی تو دل ما رو خالی کرد و دیگه دو راهی نمیمونه، دست این شفاست و دست بقیه همدست عزرائیل.
بعد عمل تو بیمارستان خصوصی،گفت بیا مطب برای بازبینی،بیمارستان هم نه،فقط مطب
ماه رمضون بود حالا من روزه نمی گرفتم اما گرما هلک هلک مجید دهن روزه منو میبرد مطب یادمه اون زمان هنوز اتومبیل نداشتیم،به هر کی اونجا بود میگفت:عفونت کرده یه پماد می نوشت و می گفت:هفته بعد هم بیا بخیه هات رو بکشم با اینکه من میدونستم بخیه هام جذبی هست اما باز هفته بعد میرفتی و فکر می کنید چی میگفت:خانم بخیه هات جذبی هست و خودش به مرور تموم میشه
و بابت دو هفته الکی مبلغ ۸۰تومن میگرفت و تو حساب کن در اون روز چند نفر میره و از چند نفر پول زور میگیره،در حالیکه همین حرفا رو می تونه تو بیمارستان بزنه.
یا فاطمه خواهر خودم که چهارمیلیون بی زبون پول عملی رو داد که بعدا متوجه شد اصلا لازم نداشته و تا حالا داره ریشه تو چشمش میزنه و قالی می بافه تا بتونه قرض عمل رو بده.
پـ.ن:هفته پیش رفتم سونو گرافی بیمارستان میلاد،یارو از کانادا تخصص گرفته،۱۵۰تومن پول دادم
دو دقیقه هم معاینه نکرده میگه بلند شو میگم خب چی شد؟!
میگه میخوای بدونی؟
[آیا روا نبود بعد از این دیالوگ بخوابونم تو گوشش؟]
حالا چیزی مشخص نیست و یه مشت اباطیل.
میگم:واقعا مدرکتون از کاناداست؟
میگه:چطور
میگم:میخوای بدونی؟ بیشتر بهتون میاد از بالا عباس آباد مدرک گرفته باشی و میزنم بیرون،نکبـــت!!