جزیره دانش
دختـر هابیل یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۸ 20:5شبکه نهال برنامه ای داره با عنوان«جزیره دانش»
امیر میدونه من از این برنامه بدم میاد،بخصوص از اون ملوانی که بلند میگه:آخ جون آزمایش ناخدا،من عااااشق آزمایشم.
یادمه کلاس چهارم،پنجم بودم که زنگ علوم میرفتیم آزمایشگاه که پر بود از وسایل و تجهیزات و ورودی آزمایشگاه یه اسکلت درب و داغون بود که مثلا امعا و احشا رو نشون میداد،تازه کلاس هم داشت از اون اسکلت مضحک بترسی.
رو بوفه اش یه شیشه الکل بود که یه مار توش بود،اون روزها اکثر خونه ها یه مار تو شیشه داشتن و من فکر میکردم اگه درش باز بشه ممکنه زنده بشه؟!
بعدها فهمیدم آدما هم گاهی با حرفاشون بدتر مارغاشیه اند،نیش میزنند و جاش همیشه می سوزه.
یه کلاس آزمایشگاه سرد و مسخره که معلم هر چند وقت یکبار میگفت:دست به چیزی نزنید،یه بار بیشتر انجام نمیدم،دست نزنید خراب میشه.
یادمه برای یه آزمایشی گفت:برو اون بِشر رو بیار
و من آوردم اون محلولی رو ریخت و یهو شکست
و معلم گرام فرمودند:فردا یا پولش رو بیار یا خودش رو بخر بذار سرجاش.
و من هاج و واج که چیکار کردم که تاوانش رو باید من پس بدم؟!
کلی خجالت کشیدم تا از مادرم پول بگیرم برای کار نکرده
اونم تو اون اوضاع اقتصادی قشنگ.
الان که این ملوان هی میگه:آخ جون آزمایش
حالم بد میشه،
این خنده دارترین و چیپ ترین جمله ایست که به بچه ها گفته میشه:اشکال نداره،بزرگ شی یادت میره!!
زهی تصورات محال،یه چیزایی تو ذهن تو دل تا ابد میمونه،شبیه همون مار غاشیه