محکوم به سکوت
دختـر هابیل سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۸ 0:43
چند وقت پیش یکی از اقوام،وارد یکی از کلینک های شهرستان میشه من باب تزریقات.
بعد از اتمام عملیات،یادش میفته گوشی رو جا گذاشته و برمیگرده میبینه،جا تره و بچه نیس.
تعجب میکنه چون تو همین حین نه خانی رفته،نه خانی اومده.
به یکی از افراد مظنون میشه و میگه:لطفا فیلم دوربین مدار بسته رو نشون بدین.
مدیریت هر بار بهونه میارن و وقتی به خواسته طرف وقعی نمی نهند،اونم پلیس رو میاره راس کار
و حالا مجبور میشن ویدئو چک کن،اوضاع مربوطه رو.
تو فیلم نشون میده فرد خاطی یه گوشی دستشه و گوشی دیگه ای که از اتفاق اونم شبیه گوشی گمشده ست از کلینیک بیرون میره و بعد دیگه دستش نیس و تمام.
اصولا حالا چون طرف دوتا گوشی داره و یکیش شبیه، دلیل بر سارق بودن طرف نداره
اما نکته جالب توجه،برخورد پلیس هست که میگه طرف اسم و فامیلش اینه،و می تونی شکایت کنی و گوشی رو پس بگیری.
و چند روز بعد همین پلیس میگه:بیخود نباید تهمت زد،طرف فامیلاش همه گردن کلفت لشکری و کشوری هستند.برات بد میشه ها،بیخیال شو.
و فامیل هم دست و دلش میلرزه که والا من اسم طرف رو نمیدونستم که خود جنابعالی گفتین،منم یه حقوق کارگری،اصن بیخیال،خر ما از کره گی دم نداشت و کلا قضیه کان لم یکن شد،فقط فامیل گرام باید حقوق یک ماه کارگری رو بده برای گوشی.
حکومت اسلامی،عدالت اجتماعی کجاست؟
در مملکت اسلامی که با تهدید یا ترعیب مطالبه بحق ابطال میشه چه فرقی با حکومت ابن زیاد داره؟
حکومت اسلامی که بویی از اسلام محمدی و علوی نبرده
حکومتی که در دوره امیر المومنین قاضی در قضاوت تفاوتی بین علی و شخص یهودی قائل نیست کجا و حکومت رانت و پارتی و هزار زد و بند کجا؟
نتیجه:مالتو سفت بچسب،که اگه دزد هم گرفتی،باید آزاد کنی وگرنه...