یا شکور
دختـر هابیل دوشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۸ 1:55با اومدن ویروس کرونا، آدم به فکر فرو میره
می بینه چه نعمت های دم دستی داشته و قدر ندونسته و حالا شده حسرت
همین دورهمی کنار دوست و خانواده
همین دست دادن ها و آغوش های گرم
خاروندن چش و چار بدون هیچ ترسی
رفتن به باشگاه و پاساژ، پیاده روی
پرسه زدن تو کتابفروشی و ورق زدن کتاب ها
رفتن به کافی شاپ و رستوران
رفتن سرکار بدون هیچ دغدغه ی روحی
نشستن سر سفره و خوردن آش نذری
اختلاط کردن تو کوچه با زن همساده
خوردن یه فلافل پر ملات وسط یه خیابون شلوغ
خرید ماهی قرمز از دست فروش های گذر خیابون واسه سفره هفت سین
رفتن به سفر نصفه روزه و خوردن یه چای ذغالی
جیغ بنفش کشیدن دست جمعی تو تونل و آخیش پشت سرش.
داشتن یه خواب راحت و بی دغدغه
وقتی برای رفتن به مهمونی طاقچه بالا میذاشتی
و حالا دلت لک زده بری تا دم در
وقتی همه چی با یه فوت طیب و طاهر میشد.
وقتی عطسه میکردی و بقیه میگفتند عافیت باشه نه حالا همه میگن اوه کرونا داره
وقتی جرات یه سرماخوردگی ساده رو نداری
وقتی آدم از آدم نمی ترسید
وقتی جنازه ها غریبانه دفن نمی شدند
سالن های عروسی و عزا و سینما تعطیل نبود.
چه نعمت هایی بود و ما شکرش رو بجا نیاوردیم،
بابت این کنار هم بودن های دوست داشتنی شکر نکردیم،
بابت سلامتی،بابت نفس کشیدن مون، بابت همه چیز...
در قرآن سوره العادیات آیه 6 می فرماید:
«إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ»
قطعا، انسان نسبت به پرودگارش بسیارناسپاس است.
چند سال پیش که کتاب کوری خوندم و فیلم کوری رو دیدم، ترس برم داشت که خدا این چه زندگیه که بشر داره، مگه میشه این همه انحطاط، و حالا می بینم دچار شدیم و عده ای از همین مسئله با احتکار سودجویی میکنند.
در آخر کتاب زن دکتر(منجی جامعه) میپرسه: چرا کور شدیم؟ دکتر جواب میده: نمیدونم، اما شاید روزی بفهمیم. زن دکتر جواب میده: میخواهی نظر مرا بدانی؟ من فکر میکنم ما کور نشدهایم، ما کور هستیم؛ کور اما بینا، کورهایی که میتوانند ببینند، اما نمیبینند.
باید به عرض برسونم ما هم کور هستیم، این همه نعمت داشتیم و ندیدیم
خدایا ما رو ببخش بابت این همه ناسپاسی
و میلیون ها بار شکر بابت همه نعمت های ریز و درشتت.
باز هم هوای مان رو داشته باش