پرونده مختومه
دختـر هابیل پنجشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۸ 3:24طبق سنوات گذشته در پایان سال خدا را سپاسگزارم بابت تمام انسا ن ها(ذکر او انثی) جمادات و نباتات که تو این 365 روز همراه من بودند، مراقبم بودند و کمک حالم.
از صلوات شمارم که مونس همیشگی ام بوده برای دل آشوبه های مکرر
از کتاب هام که حس آرامش رو بهم دادن
از خداوند بابت هدیه دادن «امیرحسین» به زندگی ام
از صندلی راک بابت همراهی شبانه من و فرزندم
از قطره کولیکز برای مسکن فوری دل دردهای امیرحسین
از روغن بنفشه(نترسید) برای خواب راحت فرزندم.
از شیر خشک ببلاک ای آر، بابت شراکت دلی اش با من.
از رادیو محرم و روزی روضه هایش بابت سبک کردن استخوان
از مجيد برای بودنش
از مادرم بوقت گفتن هیچی نیس همه چیز درست میشه الکی اش
از مربی ام که با دریفت کشیدنش، ترسی به دل امیرعلی انداخت که هر وقت بد قلقی کرد، بگیم زنگ بزنید به آقای خ، ح بیاد؟!
از اِوا نمیدونستم های که دیگر بار به دانسته هایم افزوده بود.
از آشنا شدن با ترجمه قرآن علی ملکی
از آشنا شدن با پیج های پر و پیمون
از ختم قرآن و اذکار تو گروه نوادگان
از فیلم های بکری که دیدم و گفتم:دمت گرم عجب فیلمی بود.
از شهادتین خوندن روی تخت بیمارستان و فهمیدن اینکه مرگ همین بغله، پس زندگی رو دریاب.
از دوباره عمه و زندایی شدنم
از خوشحالی بقیه خوشحال شدنم
از کرونا، درس آموختنم
از همه کائنات سپاسگزارم بابت لطف بینهایت شون
امیدوارم در سال جدید هم، هوای من و خانواده و جامعه و جهان رو داشته باشند اینبار خیلی ویژه.
سال همگی پر از سلامتی و سعادت
یاعلی.