مولای یا مولای...
دختـر هابیل سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۹ 17:45همیشه از خدا خواستم از اینور و اونور بوم نیفتم، شما بخونید عاقبت بخیری.
اگه به تاریخ پر پیچ و خم نگاهی بیندازیم، خیلی ها یا از اینور بوم افتادن یا از اونور، آدم هایی همچون بلعم باعورا که اسم اعظم میدانست و مستجاب الدعوه بود و آخر زبون و حقیر شد.
به شمر بن ذالجوشن، فرمانده امیرالمؤمنین در جنگ صفین و جانباز راه حق و عدالت، اهل نماز و روزه و تهجد و شب زنده داری، چنان با سوز و گداز مناجات میکرد که هیچ وقت آدمی فکر نمیکرد چنین بشری،در کربلا با قساوت کامل بر سینه حسین بن علی بنشیند و با بی رحمی دوازده ضربه از پشت بر گردن امام حسین وارد کند و بعد هم سرخون چکان حسین (ع) را دست بگیرد و از قتلگاه بیرون آید.
یا اکبر گنجی، در اوایل انقلاب، یک انقلابی مسلمان دو آتشه که بی حجابی را خط قرمز خود میدانست و در مواجهه با زنان بی حجاب با وارد کردن پونز بر پیشانی، نوعی مهر داغ کردن رو نشان میداد و به اکبر پونزی معروف شده بود.
زمان گذشت و همین بشر،در مقالاتی قرآن را کلام انسان دانست و در مقالاتی دیگر وجود مقدس امام زمان را منکر و در مقالات بعدی خود از لواط و همجنسگرایی حمایت کرد!
این بشر نامیزون، فقط با متر و معیار خدایی میزون میشه.
پرودگارا در این دنیا پر زرق و برق بحق شب های عزیز قدر، ما را یله و رها مخواه،عاقبت مون رو بخیر کن و به فریاد دل های بی پناهمون برس که تویی فریاد رس یا غیاث المستغیثین...