برکت

دختـر هابیل چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۹ 15:36

بابا خدا بیامرزم میگفت:پوست هندونه وخربزه، بنه سبزی رو دور نریزید

بدید به حیون حشر جگرش حال بیاد. 

دایی یه هندونه خرید،ترشیده بود، برد دم یه دشت مش حسن گفت:بده به گاوت

گاو مش حسن، مااااای پر طول و تفسیری کشید.

مش حسن گفت:وایسا یه دقه،یه دسته ریحون چید و گفت:اینم برای شما

دایی، نصف ریحون رو داد به خاله

خاله گفت:وایسا یه دقه، یه کاسه آش رشته پر ملات داد به دایی، و گفت:اینم برای شما

دایی آش رو آورد خونه،تو خونه مهمون بود، به همه سر یه پیاله آش رسید

این زنجیره می تونه تا ابد ادامه پیدا کنه

خلاصه از یه هندونه ترشیده، رسیدیم به آش رشته

اِنَّ الْمُصَّدِّقینَ وَالمُصَّدِّقاتِ وَ اَقْرَضُوا اللهَ

قَرضاً حَسَناً یُضاعفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ اَجْرٌ کَریمٌ

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان