چجوری؟!..... اینجوری

دختـر هابیل پنجشنبه پنجم تیر ۱۳۹۹ 18:45

دوستانی که گفته بودید چطوری با وجود بچه کوچیک کتاب میخونی،عرضم به حضور انورتون که راستش من تند خوان هستم، با چشم میخونم نه مثل خیلی ها با صدای بلند بخونن، و بشدت متمرکز، طوریکه همه متوجه میشن من تو این عالم نیستم دیگه.(دیروز لحظه حساس کتاب من متوجه نشدم بچه از خواب بیدار شده و از تخت زرتی افتاده پایین و من دچار عذاب وجدان شدم اووف بر من اووف پر و پیمون😏)

اصولا شیفت شب هستم، وقتی همه خوابیدن، یه آخیش میگم و تا ساعت سه بامداد میخونم، البته نه همیشه گاهی اینقدر خسته هستم که بی لالایی خواب رفتم، البته برای جبران بعد نماز صبح(ما خیلی مذهبی هستیم نماز هم میخونیم😁) تا حدود ساعت 8 صبح کتاب میخونم، بهرحال ذهنم درگیره ببینم بقیه اش چی شد.

برام مهم نیست، مهمونی هستم یا تو سفر به محض اینکه کتاب قبلی تموم شد، بعدی رو به تنور میچسبونم، راستش کتاب حالم رو خوب میکنه شبیه یه فیلم میمونه اول همه چیز ناملموس هست و کم کم ریتم میگیره و با حال و هوای کتاب انس میگیری، گاهی ناراحت گاهی خنده و گاهی قهقهه.

یادمه نوجوون که بودم یه کتاب میخوندم پسر یهو سر یه حادثه مرد، خیلی به من برخورد که مرد یهو گفتم اه اه چرا چرا مرد؟! ، خواب دیده الکیه و مامانم از آشپزخونه پرید بیرون و  با هول و ولا گفت:چی شده، کی مرده؟!
و وقتی گفتم:یارو تو کتاب!! 
، میخواست منو هم به یارو فنا شده پیوند بده.😅🤪

البته روزهایی که ناراحتم یا مثه دیروز که دندونم درد میکرد، برای فراموشی درد، کتاب میخوندم اینجوری ذهنم درگیر یه جا دیگس.
بهرحال سعی میکنم تایم های مرده رو زنده کنم. موقع آشپزی حداقل دو صفحه که میشه خوند، یا تو مطب دکتر، ترافیک، پیام بازرگانی بین فیلم، 


یه چیزی کشف کردم وقتی  بچک یه دفتر برداره که خالی باشه هیچی نمیگه اما به محض اینکه به قسمت نوشتاریش میرسه، یه چیزایی بلغور میکنه و من ترجمه تحت اللفظی ش رو اگه بخوام بگم یعنی سخت مشغول مطالعه ست🤓
یواشکی نوشت:من وقتی اینترنت ندارم، سرانه مطالعه ام خیلی بالاست، اووف بر فضای مجازی😉😜

خلاصه مطالعه کنید،حال خوبی بهتون دست میده. 

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان