آبغوره

دختـر هابیل جمعه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۹ 16:58

یکی دو سال پیش خواهرشوهر گرام که بار شیشه هم داشت، چند کیلو غوره گرفت از بابت آبغوره. 

هیئت همراه مادرشوهر، و اون یکی خواهرشوهر بود از بابت مساعدت. 
بعد از دون کردن های فراوان و خارش بسیار بابت آبگیری، نوبت به ریختن تو بطری رسید.
مادرشوهر اعلام کرد خدا رو شکر، آبغوره اش خوشرنگ شده.
چند شب گذشت و مادرشوهر گرام بهمراه پدرشوهر گرام اومدن منزل مادری، من باب اختلافی که بین علما و فقها رخ داده بود، چرا که آبغوره های خواهرشوهر که تو بطری باربی گونه بود، تبدیل به بطری کیم کارداشیانی شده بود.
این تغییر ناگهانی یعنی اینکه، انگور انداختیم سرکه شود، شراب شد.

تتمه چهره مغموم و لولی وش مادرشوهر،خنده ی نمکی برای من به ارمغان آورده بود که با حرکات بعدی تبدیل به قهقهه شد.

مادر فرمودند،خود جنس این، تو بگو ‌ شراب شیرازی، دور بریزین نجسه!! 

و برای اینکه فتوایش، قبول افتد، یه بطری رو تو زمین روبه روی خونه که لم یزرع بود انداخت و صدای مهیب و انفجار گونه ای رخ داد که مادرشوهر رو به نچ نچ و ما رو به قهقهه وا داشت
بقیه فامیل هم از این نارنجک دست ساز خوششون اومده بود.
هر چند مادر میگفت:همسایه ها بیدار میشن، میترسن، نندازین. 

مادرشوهر سپرده بود،که خواهرشوهر متوجه این قضیه نشه، چرا که تلاش خود و هیئت همراه به نیست تبدیل شده و تو روحیه اش تاثیر سو میگذره. 

البته کمی بعدمتوجه شد و آبغوره گرفت البته این بار از چشمان مبارک بانضمام فین فین متناوب. 
و من همچنان لبخند نمکی میزدم. 

هر بار با دیدن غوره و انگور و مویز و هم خانواده این دوستان، من یاد شراب شیرازی میفتم و میزنم زیر خنده از بابت نارنجک دست‌ساز. 
خلاصه اگه به فکر تهیه آبغوره هستید، کاری نکنید آبغوره ی خودتان دربیاید. 
 

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان