بچگی

دختـر هابیل جمعه چهاردهم آذر ۱۳۹۹ 17:8

مجید،هر از گاهی نقش الاغ رو ایفا میکنه و بچه ها رو تو  دور اتاق میچرخونه

یادم نمیاد بابام از اینکارا کرده باشه،ولی یادمه کریم اسب میشد، نه الاغ نه خر، فقط به اسب بودن راضی میشد

من و زهره پشتش می نشستیم و یهو شیهه میکشید، قشنگ صدای شیهه اسب بود و همین شیهه باعث می‌شد ما بیفتیم زمین،و باز بخوایم اسب بشه. 

اونروزا مرغ داشتن خیلی باکلاسی بود، کریم با حوله واسمون مرغ درست میکرد و ما هر کدوم یه قسمتش رو می‌خوردیم الکی مثلا

 

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان