هوای سرد متمایل به آفتابی

دختـر هابیل چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۹ 11:39

چهار سال پیش که بابام، زرتی افتاد و مرد، قدرتی خدا دست به سکته اش خوب بود، تو یه روز سه تا سکته، شاهکار بود.

و بقول خودش هر کی میمیره فقط یه دلیل داره، یادش میره نفس بکشه.

هوا اینقدر سرد و برفی بود که آدم قندیل می بست،
حالا بابای من قرار بود تو یه قبر تک و تنها، شب رو روز کنه و روز رو شب، اونم کی بابای کم دل و جرات من.

یادمه بقیه دلداری میدادن که رفت پیش قل خودش.
راست میگفتن بابام بعد عموم، دیگه دل و دماغ نداشت.

امروز هوا بشدت آفتابی و بهاری ست. 

روزگار هر روزش رنگ و وارنگه

اما از اون روز سرد و برفی تا این هوای آفتابی و بهاری من کماکان دلتنگ تو و طنازی ات هستم.
لطفا برای همه ی رفتگانی که یهو و بی هوا یادشون رفت نفس بکشند، فاتحه ای بخوانید. 
بخوانید تا برایمان بخوانند. 
 

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان