شبکه چهار
دختـر هابیل شنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۱ 4:44قاطبه مردم شهرم نسبت های نسبی و سببی رو رسمی میگن
مثلا پدرم، مادرم، خواهرم، برادرم
حالا نه اینکه آبجی و داداش نمیگن!!
ولی در صحبت هاشون استیفا کنی(شما بخوانید واکاوی) میگن مادرم یا خواهرم و قس علی هذا
تو خوابگاه که بودیم اوایل که صحبت می کردم وقتی میگفتم اتفاقا برادر من هم تو کار فرش هستند، یا ما هم با خواهر و مادرم رفتیم مشهد
همه بچه ها فکر میکردن که ما جزو فرهیختگان منور الفکر هستیم که خونمون فقط رو موج رادیو فرهنگ و شبکه چهار سیماست.
البته امیر هم با لفظ مادر و پدر صحبت میکنه.
خوابگاه که بودم مجید01 تهران سرباز بود.
شب ها قبل از خاموشی پادگان زنگ میزدم
برای گپ زدن چند دقیقه ای
آقای ابراهیمی هستند؟!
مسئول ارتباطات:چه نسبتی باهاشون دارید؟!
همسرشون
مجید بعد از چند دقیقه می اومد
و می گفت:سلام خانم سعدآبادی
و تو این چند ماه آقای ابراهیمی و خانم سعدآبادی ترند شده بود بینمون و دیگه تا به امروز ادامه دار هست،
بخصوص موقع تیکه انداختن و موقع حرص دادن و حرص خوردن و موقع به دیوار بگم دیوار بشنوه
تو پارک قدم میزدیم که یهو مجید گفت:خانم سعدآبادی بهتر نیست کمی تند تر قدم بردارید
که گفتم بله آقای ابراهیمی به نکته نغز و دلکشی اشاره فرمودید اما همین که هست.
خانمی که از کنارمون رد میشد حسابی برانداز کرد خانواده ابراهیمی و سعدآبادی رو.
این نقاب بامزه فرهیختگی شبیه باد آورده رو باد میبره، پس رفت
وقتی تو جمع فامیلی بودیم که یکی از دوستان که از شهر داف پرور تهران اومده گفت:خب روز عشق کادو چی گرفتین از همسرهاتون
که قاطبه ی افراد یک صدا گفتن دسته خر!!
نتیجه اخلاقی:تشخیص سره از ناسره، تشخیص آدم درست حسابی، درست درمون خیلی سخته. فی المجلس درگیر القاب، عناوین و پیشوند و پسوند هیچ کسی نشوید، مگر خلافش ثابت شود!!