آن مرد رفت
دختـر هابیل دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۱ 18:44سال 86 که آیت الله فاضل لنکرانی از دنیا رفت
یه دختر تو خوابگاه بود، بچه لرستان، ترم 8،ریاضی محض میخوند.
تا این خبر رو شنید گفت:خدا رحم کنه خدا رحم کنه، خدا رحم کنه
بعد گفت:ما اعتقاد داریم وقتی یه عالم ربانی، یه عارف، یه مرد مجهتد از دنیا میره
زمین طاقت این درد رو نداره و اتفاقات عجیبی رخ میده
چنتا از بچه ها تعجب کردن، چند نفر خندیدن و بهش گفتن الحق لری، اما اون زیر لب صلوات میفرستاد.
عصر تو کتابخونه بودیم و که یهو همه فریاد زدن زلزله، زلزله از خوابگاه بزنید بیرون...
آقای فاطمی نیا، سید مهربان ما از شما جز خوبی، چیزی ندیدیم، مهرتان در دلم تا ابد سبزست و مانا، سفرتان بسلامت، سلام مرا نیز برسانید به آن...