این بود زندگی؟!
دختـر هابیل شنبه سوم دی ۱۴۰۱ 23:44داشتم کتاب فارسی امیر رو ورق میزدم
از اول تا آخر کتاب تمام تصاویر خانم های محجبه و دختر بچه های روسری به سر بود، حتی اون طفل صغیر نیم کیلویی!!
امیرعلی باید تصاویر کتاب رو باور کنه یا اون چیزی که در جامعه می بینه!!؟
چند روز پیش یه سفر چند روزه به کیش داشتم
جاتون سبز
ورودی فرودگاه پلاکاردی بود با این عنوان
"عمریست دخیلم به ضریحی که نداری"
و این یعنی ایام فاطمیه اینجا هم وجود داره!!
وقتی ترانسفر اومد دنبالمون و موسیقی شیش و هشت پلی بود گرفتم خیلی چیزها فقط فرمالیته ست!!
تو همون روز اول طبق شواهد عینی، می توانم به ضرس قاطع بگویم که چنان آرمان های انقلاب رو شخم زده بودند که بیا و ببین!!
کیش دیگر تنها منطقه آزاد تجاری نیست!!
شاید تا چند سال قبل که کیش میرفتی تذکری به بد حجاب ها داده میشد یا اجازه نمیدادن تو کشتی خانم ها برقصند.
اما اینبار همه چیز اکی بود، اصلا میگفتن عاشقانه بیاین وسط.
واقعیت این است که قاطبه افرادی که در کیش دیدم حجابی نداشتند و خیلی مسئله عادی بود، یعنی بعد از چند مدت همه چیز عادی میشه...!!
بزرگترین شکست برای همین نظام، آبی ست که دیگر به جوی برنمیگرده است
همین حجاب چهل و اندی ساله ست که به هر جبر و زوری بود نگهش داشته بودند و حالا دیگر خیلی ها حاضر به سر کردن دوباره اش نیستند.
یادمه دوره ارشد سال 89 استادی داشتیم جامعه شناس، همیشه میگفت:این کشور بخاطر لجاجت های مختلف به منجلاب میفته، گره هایی که راحت باز میشه اونقدر کورش میکنن که دیگه نمیشه باز کرد، کاری رو میشه اول بار انجام داد بعد از هزار مصیبت میرسن خونه اول، صرفا بخاطر اینکه حرف حرف خودشون باشه.
اینکه ملت بلند میشدند میرفتن ترکیه و آنتاليا و گرجستان حقارت میدونست.
میگفت:وقتی تو کشور خودمون اینقدر منطقه بکر داریم کیش و قشم و شمال داریم
وقتی میتونیم کلی ارز آوری داشته باشیم چرا با افکار و اندیشه های ایستا باعث رکود بشیم.
اگه ایران آزادی بود، هیچ کس نگاه به این ترکیه هم نمیکرد.
همه که کربلایی نیستن، همه رو که نمیشه به زور به راه راست هدایت کرد که، آقا نمیخواد!!
اینا رو میگفت و حرص میخورد.
یا سر همون قضیه به ورزشگاه رفتن بانوان، چه آشوبی کردند، گاز اشک آور زدن، پیراهن عثمان رو علم کردند و فریاد واویلتا سر دادند که عفت عمومی خدشه دار میشه، مسئله ای که در تمام جهان باهاش عادی برخورد میکنند، شد معضل اجتماعی!!
من یک پرسپولیسی هستم اما هربار که زنی در ورزشگاه می بینم دلم برای اون دختر آبی پوش استقلالی میسوزه که بخاطر حقی که داشت و نمیشد داشته باشه خودش رو سوزوند!!
فی المجلس خيلیها می تونستند زندگی کنند اما سر همین لجاجت ها نخواستند، نشد...
فعلا در یک دوره یاس آور و کش آوری زندگی میکنیم که همه بویی میاد جز بوی زندگی...