کشک سمیه
دختـر هابیل چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۲ 11:49دیروز با یکی از بچه های دوره کارشناسی صحبت میکردم
آزمون داده بود برای معلمی و مبحث آموزش و پرورش این اباطیل
با نهایت احترام به تمامی معلمین، باید دیوانه و مجنون باشی، واقعا صبر ایوب و اراده آهنین میخواد معلم بودن، اگه واقعا بخوای معلم عالی باشی، قبلنا علاقه داشتم اما بعد سر و کله زدن با امیرعلی عطاش رو به لقاش بخشیدم.
این دوست فرزانه ی ما هم میشه گفت:جزو نخبه ها بود و من بشخصه قبولش دارم که توانایی علمی بالایی داره
وقتی گفت:رد گزینش شدم تعجب کردم!!
حالا دلیل رد گزینش چی بوده؟!
بدلیل حضور کمرنگ در نماز جمعه، نماز جماعت و انتخابات
بعد بالاترین رتبه علمی رو هم آورده آمـــّا رد شده به دلایل مذکور!!
حالا من موندم اینا چطور تو این تهران درندشت، زاغ سیاه این بنده خدا رو چوب زدن که آیا رفته پای خطبه های سید احمد خاتمی نشسته یا نه؟
بعد به این فکر کردم من خودم آخرین بار کی رفتم نماز جمعه، این جمعه ای هم که برف میومد رفتیم روستا، تو حرم نماز جمعه بود، خودم فرادا خوندم.
یعنی معیار برای ایران آباد، برای پیشرفت عالی،برای سری تو سرها درآوردن رفتن به نماز جمعه س؟
اینکه بیایی از زمانی که اولاد آدم ابوالبشر با چت آشنا شد، بیاین اسکرین شات پیام های واتساپ و اینستاگرام و پست هاش رو رو کنی بگی اینا رو هم گفتی پس رد شدی.
یعنی ته خاله زنک بازی، من مونده بودم بخندم یا جامه بدرم بابت انحطاط عقلی بابت این همه شایسته سالاری که حکمفرماست خیر سر اموات.
واقعیت نوشت:من معلمی خیلی ها رو اصلا قبول ندارم، حیف وقت بچه بابت این چرت و پرت ها
نتیجه اخلاقی:اگه میخوای یه کاره ای بشی، مهم نیس مدارج علمی ات چقدر باشه، فقط حضور پررنگ و پرشور تو اون سه موارد بالا داشته باش بقیه اش حله ان شاء الله.