او رفت...

دختـر هابیل دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۲ 21:51

همیشه میگن بچه های دهه شصت نسل سوخته و بدبختی هستند.
اما به نظر من پدر و مادرهای این نسل دهه شصت هم نسل سوخته و خوش روزگار ندیده هستن


تا اومدن ببینن چی شد، دور و برشون پر بچه شد،انقلاب شد، جنگ شروع شد، نداری و سختی هم ایضا
با سیلی صورت خودشون رو سرخ کردن، کم خودشون گذاشتن تا بچه ها کم نداشته باشند.


هم پدر و مادر سختی کشیدن هم بچه ها.
همه تو این دنیا سختی دارند اما ندارها بیشتر، حسرت بیشتر، غم بیشتر
وقتی ندار باشی، کسی اصلا تو رو نمیبینه، اصلا فرصتی برای دیده شدنت وجود نداره


ماها این دیده نشدن، این حقارت رو لمس کردیم.
زمان گذشت، گفتیم میاد اون روزهای خوب، میاد روزهایی که حسرت گذشته رو جبران کنیم،
میاد روزهایی که هرچیزی که برای پدر و مادرمون حسرت بوده، جبران کنیم،
اما حالا که میره روزهای خوب خودش رو نشون بده، میشه شبیه آرامش قبل از طوفان، یهو دلشون هوای پرواز کردن میکنه.


تو کتاب صداهایی از چرنوبیل میگه:
"مرگ عادلانه ترین چیز تو این دنیاست.
هیچ‌کس تا حالا نتونسته از دستش فرار کنه.
زمین همه رو می‌گیره؛ مهربون ها، ظالم ها و گناهکارا رو،
همه رو
اما غیر از این هیچ عدالتی رو زمین نیست"


اما بنظر من این عدالت نیست که مادر یا پدری با حسرت برن، وقتی نزدیک ساحل هستن غرق بشن، وقتی به لحظه ی صعود نزدیکند، سقوط کنند.


رفتن به دنیای باقی رو نمیخوام سیاه جلوه بدم، اما برای همه اونایی که تنها دلخوشی زندگی شون پر میزنه جز این نیست.
امروز زن عموی من که سالیان سال با سختی زندگی رو گذروند

و حالا داشت روزهای خوبش میومد پرواز
کرد اونم یهویی، یاد روزی افتادم که فامیلی رفته بودیم مشهد تو کوپه هودی سرمه ای رنگ پوشیده بود، یاد خنده هاش افتادم.


شب میلاد امام حسین علیه السلام هست،او گریه کن روضه های تو بود، امشب هوای او و تنهاییش رو داشته باش...
از خدا میخوام به بچه های داغدارش صبری نیکو عطا کند.


+جا داره امشب تا صبح آهنگ چشمی به هم زدیم و دنیا گذشت هایده رو هی پلی کنم.

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان