من به این جهان تعلق ندارم!
دختـر هابیل چهارشنبه نهم آبان ۱۴۰۳ 11:55دیشب به مجید میگفتم:من به این جهان تعلق ندارم
آدمای شبیه خودم رو اینجا نمی بینم.
دیروز که رفته بودم آرایشگاه، حتی با یه دونه از دیالوگ هایی که بین خودشون و مشتریان دیگه رد و بدل میشد نمی تونستم ارتباط برقرار کنم
حتی خودم به خودم میگفتم:وقتی بری میگن این دیگه از کدوم سیاره اومده بود
این وقتا مجید میگه تو خیلی مغروری، اما بحث غرور نیست.
آهنگ های مبتذل، موسیقی مزخرف اونم تنگ غروب آفتاب و دم اذون
اگه به من یه کلت کمری میدادن و میگفتن:میتونی با این یه نفر از خواننده ها رو بکشی التماسشون میکردم خواهشا دو نفرشون رو بکشم
دیه اش رو هم میدم و ماشه رو تو دهن ساسی مانکن و آرش وتمام!!
تیپ های حال بهم زن،جلف بازی های ممتد، اراجیف صدمن یه غاز
باور بفرمایید شیطان اینجا تخمه جابانی میشکونه