باز باران و کوفت
دختـر هابیل دوشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۳ 12:20آن زن آمد
آن زن در باران آمد
آن زن از شازده قاسم تا خونه(این هممممممه راه رو) پیاده آمد :|
آن زن با یه ساک ورزشی بی ریخت آمد(مونده بودم چجور قایمش کنم)
آن زن خیس و آبکشیده آمد
آن زن ماشین دارد اما جرات ندارد:/
*رفیق نیمه راه نباشید خب میای دنبالم بعد نیم ساعت میگی من جایی کار دارم باید برم خب ورزش من تو تندترین حالت دو ساعت طول میکشه:/
**چرا من رانندگی نمیکنم واقعا:/
***کودک درونم منو روانی کرد://
****امسال قراره یه خبرهایی بشه:\\\
همش که شد اینا :/::|:\