لطفا دیگه دقت نکن!!
دختـر هابیل چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۳ 9:29یه فامیل سببی داریم ما، که هر وقت میگه دقت کردم، تن و بدن شنونده و مخاطب روبه رو میلرزه
چند وقت پیش دیدمش و گفت:دقت کردم (من ویبره) این امیرعلی شما خیلی ریزه میزه ست اما مریض نمیشه، حالا بچه ی من دم به دقه جاده دکتر هستیم.
بیست و چهار ساعت از فرمایش ایشون نگذشته بود که امیرعلی از پله های مدرسه با عنایت دوستان افتاد زمین، تتمه اش یه سر ورم کرده و یه پهلوی درب و داغون بود.
و الان با یه صورت دون دون که حامل آبله مرغون هست ور دل منی نشسته که خودم تا حالا آبله مرغون نگرفتم:/
بعد میگن چرا به تخم مرغ شکستن اعتقاد دارین:)