بده بغلی:)
دختـر هابیل پنجشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۴ 17:13با خاله تو مطب نشسته بودیم که یهو خاله گفت:خاله یه چیزی بهت میگم هیچ کس نمیدونه، طرف قسمم داده به کسی نگم
نه خاله خیالت راحت، بگو :) !!!!
بعد از برملا کردن راز مگو
من:مادرم میدونه؟!!
خاله:نه یادم رفته بهش بگم
من:)))))))
حالا چرا من پرسیدم به مادرم گفته یا نگفته؟!
چون اگه اون نگفته من بهش بگم.
دوساعت بعد من رسالت رازمگو رو به سمع و نظر مادر رسوندم.
خلاصه خطاب من به نفر اول این سیستم هرمی، خیالت راحت هیچکس نمیدونه جز من و هشتاد میلیون ایرانی:))