مجنون لیلی
دختـر هابیل پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۶ 17:5
تو تست روانشناسی مشخص شده بود
که من محرم اسرارم و راز دار
بیراه هم نگفته بود
شاید در روز خیلی ها حرف دلشون رو بهم زدن
آخرش گفتن والا نمیدونم چرا بهت گفتم
اما بینمون بمونه،
دیگه برام عادی شده این رازدار بودن
یه بابایی تقریبا 71ساله
راز دلش رو داره بهم میگه
گمونم یه سالی میشه
من بهش میگم پرفسور
از عشقی که به دختری غیرمسلمان داشته
و ادامه ماجرا
قراره انشالله به کتاب تبدیل بشه
هرچند فک نکنم اجازه چاپ تو ایران رو داشته باشه:))
ایشون ساکن بلژیک هستند حالا
و هرشب قسمت هایی رو برام میفرسته
شده شبیه قصه هزار و یک شب،
صبح که بیدار میشم قصه ها رو میخونم
اما تنها قولی که دادم بهش اینه که تا زنده ست کتاب رو ننویسم
و منم منتظرم ریق رحمت رو سر بکشه
تا این حد بدجنسم :))