چوبان حتی دروغگو!!
دختـر هابیل پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ 23:35
راستش از مراسم تشیع جنازه بیزارم قدم راه رفتن ندارم
توان شنیدن جیغ بقیه رو ندارم
واسه بابام که رفتم هنوز ترکش هاش تو بدنمه
ترکش هایی که یهو شبونه سرم آوار میشه
درد میگیره و میخواد منو خفه کنه
پدری که هر لحظه به یادشم هر لحظه...
امروز که عکس ها رو نگاه میکردم چندین بار روی عکس بابا مکث کردم
وقتی بزرگترها میرن آدم میشه شبیه یه گله که دیگه چوپان نداره
کاش همه چوبان ها باشند حتی اگه دروغگو باشند...