خاطرات
دختـر هابیل جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۶ 14:17
آخه
آخه برای همه ی خاطرات که ممکنه لبخند رو لبت بیاره یا نمه اشکی
قبلا بعد از ورق زدن آلبوم عکس این حس رو داشتی
اما الان بعد از واکای فایل های کامپیوتر
بعد از شنیدن صدای خودت برای پست های وبلاگ
بعد از شنیدن آهنگ عصر پاییزی کوروش تهامی که یه بند می خوندمش
آخرش من خواننده خواهم شد حالا ببین :))