سخن عشق

دختـر هابیل پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ 21:18

امروز تولد 6 سالگی دختر هابیلِ

به پیشنهاد خواهر مجید وبلاگ زدم؛هرچند فکر نمیکردم اینقدر دوستش داشته باشم

قبلا تو دفتر خاطراتم می نوشتم هر آنچه اتفاق میفتاد

دنیای وبلاگ نویسی تجربه ی نابی بود که هیچ وقت فراموشش نمیکنم

هر کسی به طریق دنبال آرامش هست

 نوشتن وکتاب خوندن برای من خدای آرامشه

اولین بار با وبلاگ شیدای شب آشنا شدم وبلاگی که اصطلاحات بیدگلی رو نوشته بود ومن اون موقع تو دیار غربت بودم[شما بخوانید فرنگ]

و خوندن اصطلاحاتی مثه دلنچی،کسگلیج،گلیزه وقس علی هذا کلی حال داغونم رو التیام می بخشید

و من بعدا پی بردم چقدر از بچه های شهرستان وبلاگ دارند و غیراز  تک وتوکی که کپی پیست هست بقیه  صاحب سبک وقلم واندیشه هستند

من از طریق وبلاگ سطری به یادگار به بقیه دوستان معرفی شدم

و اولین سوال همه این بود چرا اسمت دختر هابیله؟!

واین شروع آشنایی من با بچه های وبلاگ نویس بود،بچه گنجشک،جرینه،ماجون من،دنیای من،همسایه،دل من عاطفه را می فهمد،

اینجا صبح است محرمانه از رحی،و خیلی های دیگه

راستش گمان نمیکردم اینقدر نوشته هام مورد لطف دوستان قرار بگیره و تازه پی برده بودم چقدر من بانمکم J)

راسیاتش وقتی جناب رحی گفتند:سبک نوشتن من خودش یک برند محسوب میشه،واقعا حس خوبی داشتم تعریف و تمجید،اونم از سمت استاد سخن و سردبیر یکی از معتبرترین روزنامه ها

با پیشرفت تکنولوژی و عصر ارتباطات،دنیای وبلاگ نویسی کمرنگ وکمرنگ تر شد حتی من گاهی که به وبلاگ بچه ها سر میزنم

یا دیگه وبلاگی وجود نداره یا بروز رسانیش برمیگرده به خیلی سال قبل

ولی من دربست مخلص بلاگفا هستم که دختر هابیل رو به بقیه معرفی کرد که باعث دوستی های عمیق چندین ساله شد

امیدوارم با نوشتنم ولو چند ثانیه  لبخند رو لب های  شما دوستان عزیز بیارم

ممنون که هستید چه خاموش چه روشن

یاعلی

 

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان