میم مثه مادر
دختـر هابیل دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۶ 10:0
یادمه روز مادر که می شد
می رفتم مغازه اقا محمود خدابیامرز
یا حج احمد آقای همسایه یه دست لیوان پافیلی میخریدم
و می گفتم بنویس به حساب!!
بعد هم می رفتم با چه دقتی با روزنامه همشهری که از خونه خاله گرفته بودم کادو می کردم،
اما همیشه دوست داشتم واسش سرویس یاقوت بخرم
درست شبیه سرویس یاقوت زن همسایه...
اما شاهکار و اسکار کادو خریدن می رسد به مجید
که تو بچگی هلک هلک رفته مغازه
و یه دونه اسکاچ واسه مادرش خرید😉😉
هنوز که هنوز این اسکاچ طلایی در خاندان ما زبانزد همگی ست!!
بهرحال خدا شانس بده واسه ما کوفتم نخرید😏😏
روز مادر مبارک.🌺🌺
می رفتم مغازه اقا محمود خدابیامرز
یا حج احمد آقای همسایه یه دست لیوان پافیلی میخریدم
و می گفتم بنویس به حساب!!
بعد هم می رفتم با چه دقتی با روزنامه همشهری که از خونه خاله گرفته بودم کادو می کردم،
اما همیشه دوست داشتم واسش سرویس یاقوت بخرم
درست شبیه سرویس یاقوت زن همسایه...
اما شاهکار و اسکار کادو خریدن می رسد به مجید
که تو بچگی هلک هلک رفته مغازه
و یه دونه اسکاچ واسه مادرش خرید😉😉
هنوز که هنوز این اسکاچ طلایی در خاندان ما زبانزد همگی ست!!
بهرحال خدا شانس بده واسه ما کوفتم نخرید😏😏
روز مادر مبارک.🌺🌺