قرعه کار بنام ...
دختـر هابیل سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ 9:58تمام وقت ذهنم درگیر بود
حافظ خیالم رو راحت کرد
«خوش خبر باشی ای نسیم شمال»
فقط باید با دیوار مهربانی هماهنگ کنم
من باب پول اولیه
+حضرت عشق مددت یدی
تمام وقت ذهنم درگیر بود
حافظ خیالم رو راحت کرد
«خوش خبر باشی ای نسیم شمال»
فقط باید با دیوار مهربانی هماهنگ کنم
من باب پول اولیه
+حضرت عشق مددت یدی
واقعیت اینکه آدم با کسی که خوشش میاد و خاطرش رو میخواد کل کل میکنه
وگرنه با یه گفتن
«باشه،شما خوبی تو راست میگی»
قضیه فیصله پیدا میکنه.
شما که آخر پیامتون می نویسید فعلا بای
یعنی دقیقا تا کی بای؟!
عجالتا بیا تکلیف روشن کن!!
اما من میخوام یه چیزی بگم اونم اینکه قرآن گنجینه معنوی و داروخانه فوق مدرنی در باب ذکر هست، نگاه به یک آیه اثر خاص و متمایزی نسبت به یک آیه دیگر داره،
یه آیه ممکنه برای یک نفر شِفا باشه و برای دیگری شَفا،
یکی حکم نوش دارو رو داره یکی حکم سم.
پس هر کسی نمی تونه یک ذکر رو بخونه چون فرکانس یک ذکر با روحیات افراد متفاوته
بعضی از ذکرها گم شده تو جامعه،و فقط ذکرهای کلی وجود دارند مثل صلوات،یاحی یا قیوم،لا اله الا الله.
ذکر لااله الا الله ذکری سنگینه و آدمی رو خفه میکنه.
برای ماها که صفر کیلومتر هستیم هیچ ذکری بهتر از گفتن ذکر«یا مجیب» نیست.
ذکر یا مجیب تمام کلیدهای آسمان رو باز میکنه کسی که یه مدت این ذکر رو بگه بدون اینکه ذکر دیگه قاطیش کنه«بسم الله،صلوات،....»
اثرات فراوان این ذکر رو متوجه میشه.
بسیاری از بیماری ها رو برطرف میکنه
ناهمواری ها رو هموار میکنه
مشکلات نفسانی رو برطرف میکنه
فقر رو از بین میبره.
ذکر یا مجیب بصورت اسم افضل است.
تمام سیستم فکری و نفسانی و خصوصیات مزاجی انسان رو روشن میکنه.
تمام انسان ها جانبازند،جانباز بی قیدی و بی قوارگی
با مداومت این ذکر آدمی پالایش میشه.
این ذکر موکل داره،یعنی فرشته ها چه در خواب چه بیداری سره از ناسره رو برات مشخص میکنن،
میشن بلد راه،میشن شمس تبریزی،میشن فانوسی در تاریکی..
چند سال پیش یه گور و گرفتاری تو زندگیم افتاده بود به توصیه دوست ماورایی ام شروع کردم به گفتن ذکر یا مجیب بعد یه مدت خواب دیدم یه خانمی گفت بلند شو دو رکعت نماز بخون در رکعت اول بعد از حمد سوره فلق و در رکعت دوم بعد از حمد سوره ی گمانم قدر.
از خواب پریدم خواستم بهایی ندم به خواب، دمدمای سحر بود بلند شدم و با اینکه شک داشتم درست میخونم و آیا همین سوره ها بوده خوندم و خوابیدم. دوباره همون خانم بخوابم اومد که درست خوندی.
و کمتر از یک هفته بحمدالله مشکل حل شد.
ربط نوشت:ننه آقا خدابیامرزم همیشه میگفت:شب جمعه و جمعه زیاد صلوات بفرستید چرا که فرشته ملائکه ها با قلم طلایی ثواب ها رو می نویسند.
امیدوارم به برکت محمد و آل محمد همه حاجت روا بشند.
یاعلی
و باز اشاره داشته باشد امر دیگری نیست؟!
+حالا صنار بده آش و این صحبت ها
به یه عده هم باید گفت:
جوونم کار میکنم میدم ارث باباتونو
#اولین باری که فکر میکردم عاشق شدم دوازده سیزده ساله بودم!!
از اونجاییکه هیچی ما به آدمیزاد نرفته تو مقوله ی عاشقی هم از این امر مستثنی نبودیم همیشه شنیده بودم با دیدن یار قلب تالاپ تلوپ میکنه و بی قرار میشی
اما هربار که من نگاهش میکردم بجای اینکه قلبم تالاپ تلوپ کنه دلم آشوب میشد
و در کسری از ثانیه دل پیچه و بعد هم به نزدیک ترین گلاب به روتون مورد نظر!!!
همیشه واسم سوال بود که از چشمای بی صحبش به چشای من چی ساطع میشه که اینجور ما رو بی قرار دستشویی میکنه؟؟
بهرحال به این نتیجه رسیدم که این عاشقی بدرد میخوره که از یبوست رنج میبره و
ما #کسیاولین شکست عشقی رو خوردیم!!
گاهی وقتا تو بعضی مراسم طرف رو میبینم و دیگه نه از تالاپ تلوپ خبریه و نه از دل پیچه،فقط یه خنده نخودی گوشه لبم میشینه طنز نوشت: دلی دارم قرار اما ندارد...
+بطور قطع به یقین با خوردن قرص دیفنو کسیلات هر شش ساعت یه دونه خوب میشین،عشق کیلو چند؟
دیالوگ نوشت: فرید، بابا عشق اون نیست که وقتی دیدیش دلت بلرزه عشق اونه که وقتی نمیبینیش دلت میخواد کنده بشه
تنها کسی که با ما خاکی بود پشه خاکی بود!!
اینکه اولین بار چه کسی جیغ بنفش کشیدن
تو تونل رو اختراع کرد رو نمیدونم
اما دمش گرم و جیغش مستدام
از سفر به اردبیل یه حلوای سیاه خریدیم
که من موندم چی توشه که مورچه ها هم سراغش نمیرن!!
و خاطرش رو میخواد کل کل میکنه
وگرنه با یه گفتن «باشه،شما خوبی تو راست میگی»
قضیه فیصله پیدا میکنه.
چپ دست بودن مثه چال گونه یک آپشن محسوب میشود :)
+خدایا راه راست رو واسه ما چپ کن :)
یهو هوس خونه تکونی میکنی وسطش میگی چرا آخه