الان که دقت میکنم من حیث المجموع میخوام مرده شور ترکیب دندونم رو ببرن که روزگار واسم نذاشت بد مصب،
تا یاد دارم همش از درد دندون وپشت بندش گوش درد همی نالیدم.
چه شب هایی که تا صبح راه رفتم وپلک نزدم ،یادمه همش مادرم میگفت پنیر بذار روش،قرا قروت بذار،عطر گل محمدی و تازگیا هم مخلوط دارچین و عسل و هزارتا کوفت دیگه بذار روش تا ساکت شه
ما دیگه چیزی نیست که توش نذاشته باشیم والا بخدا!!
یعنی اگه دندون درد هم درصد وسهمیه داشت من دیگه با این اوصاف به فیض شهادت نائل اومده بودم.
یادمه یه هفته قبل از کنکور ارشد آنچنان درد دندونی گرفته بودم که به زمین وزمان فحش میدادم همه گفتن از استرسه
در حالیکه هیچ وقت میمیک صورت من استرس رو به چشم ندیده یا قبل از اینکه بریم سر سفره عقد یا حتی دوران بارداری
این درد بی صحب همیشه همراه من بوده.
چند وقت پیش که دوباره دندونم درد گرفته بود مادرم گفت : تو که اهل شیر خوردن نیستی حداقل کشک بگیر بخور کلسیم داره
واست خوبه
میخوای از پری برات کشک بخرم ما هم پاسخ مثبت دادیم ویخورده کشک خرید.
فرداش یه کشک تو دهنم گذاشتم ومشغول فعالیت که یهو احساس کردم چیزی زبونمُ میزنه که یهو دیدم نصف دندونم نیس
یعنی از دم فروشکستم و هر چی فحش خاصه بود بار پری وکشکاش کردم.
اصولا آدمی به هرچی حساس باشه از همونم ضربه میخوره من رو دندونام به طرز عجیبی حساسم
با همکارم که حرف میزدم میگفت من تا این سن رسیدم تا حالا نه دندون پزشکی رفتم نه تا حالا مسواک زدم
وجدانا خدا آیا رواست یکی بدین گونه یکی هم مثه ما تا مسواک و نخ دندون وپودر انار و آب نمک قرقره نکنیم نمی کپیم آخرشم یکی یه نگاه چپ کنه فرو بریزه ، اینجور وقتا آدم به عدالت خدا شک میکنه!!
اصولا من در زندگانی از دو نفر حساب میبرم یکی مادرمه یکی هم یونیت دندون پزشکی
هرچند همیشه سعی میکنم از دومی فرار کنم اما روایت معتبری هست که میگه مرده نمی رود به گور میبرنش به جبر و زور،
اینجور وقتا من از چند روز قبلش عنق منکسره و فقط به لحظه ی آمپول زدن وبعد هم مته فکر میکنم.
تو ماشین آهنگی در حال پخش بود که انگار یه بنده خدایی آدرنالینش به طرز عجیبی رفته بالا و «نمیدونه کجا بریزه» و از دوستان موقعیت سوق الجیشی رو پرس و جو میکنه و دوستان هم متفق القول اشاره دارن «همین جا همین جا»
و مجید به تاسی به شعر اشاره میکنه همین جا،همین جا و این یعنی رسیدیم همین جا تا دخل دندون رو بیارن...
وارد مطب شدم بماند که قلبم تالاپ تلوپ میزد با دیدن دکتر اون یه ذره دل وجراتی که هم داشتم فروکش کرد،مجیدچیزی مرا نمی هلد بیا برگردیم خودش خوب میشه
مجید با کج و کوله کردن صورتش که تفسیرش میشه برو گمشو،وقعی به خواسته ما ننهاد.دکتر بغایت قلتشن و زمخت قد در حد نردبون دزدها،هیکل بدفرم وچغر وچار گوش در مورد سرش همین بس که از جلو دچار رکود فراوان و لم یزرع اما به ناگه از عقب دشت حاصلخیز و پربار چنانکه این فراوانی به لاله های گوش هم رسیده بود که امیدوارم زودتر اپیدمی جلو به عقب هم سرایت کند... بزن مرد مومن حالم بد شد.
قبلنا صندلی های دندون پزشکی یه حجب وحیایی داشتن اما الان یه دکمه میزنه کلا افقی میشه و بعد یکی تا تو حلقت میاد طوریکه عنبیه طرف تو چشاته!!
بعد از زدن آمپول که من دچار سکته ناقص شدم دکتر فرمودند علاوه بر این دندون، دندون عقل هم حسابی دیوونه شده و باید کشیده بشه،و این پر کردن دندون و کشیدن با هم میشه سیصد وهشتاد قابلتون رو هم نداره
و مجید در این حین داشت به دکتر میگفت که انشالله واسه زن بعدی حتما اول دندوناش رو چک میکنم
واین جا تنها جایی بود که من نمیتونستم جواب مجید رو بدم و فقط بر وبر نگاش میکردم.و در طول درست کردن دندون داشتم فکر میکردم یخورده سیمان سفید یا سیاه توش میریزه چرا باید بشه سیصد؟؟
بماند که وضعیت دندون ملت تو ایران بی در وپیکر هست و کارد وقتی رسید به استخون حالا دنبال چاره و چمچاره هستیم.
بعد از تموم شدن دندون ،ایشان اشاره فرمودند سه تای دیگه خراب دارین که حدود 1800واستون در میاد!!
خداوندا حضرت عباسی بقیه دندون های منو به من ببخش.
شب رفتم خونه مادر که مادری گفتن:«میگن تخم شربتی هشت برابر شیر کلسیم داره،تو که شیر نمیخوری میخوای از پری برات تخم شربتی بگیرم؟»
نه تو رو حضرت عباس!!
+در ضمن جناب مرده شور حالا که میخواد زحمت ما رو بکشه اگه شماهم همینطورین بگم تا هست یه دستی بکشه !!