دنیای وارونه

دختـر هابیل سه شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۷ 23:47
ما هرشب کاپوچینو میخوریم(درست حدس زدید ما خیلی باکلاسیم)

ما شبکه چهار پای صحبت های آقای ابراهیم دینانی در مورد پرسش از هستی می نشینیم(درست حدس زدید ما خیلی فرهیخته هستیم)

ما در خانه هم با چادر و چاقچور رفت وآمد می کنیم(درست حدس زدید ما خیلی شیخ هستیم)
امــــا اگه فکر کردید ما روزی نیست که به خاشقچی مثله شده فکر نمی کنیم سخت اشتباه حدس زده اید.

رابطه تله پاتی من با دولت: خاشقچی رو رها کن،فکری به حال ما کن

پ.ن: قیمت پیش خرید خوردوی هاوال پنجاه و دومیلیون بوده و یهو زرتی صد و بیست و شش میلیون افزایش یافته،به نظر شما دولت و شخص وزیر صنعت به گلگیر چپ ماشینش هم بر میخوره؟(آفرین،درست حدس زدید...)

 

کیـک یا کتــاب؟

دختـر هابیل یکشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۷ 19:10
مریم:نیگا این کیک نهمین ماهگرد من و عشقمه

من:چه بیکار!!

مریم:چه بی ذوق،چرا؟

من:یعنی میگی هر ماه کیک میخری و اسمش ماهگرده؟!

مریم: آره،همه این کار رو میکنن!

من: تو هر ماه حدود چهل تومن پول کیک میدی که امیدوارم از شیرینی سرای یاس نباشه که مفت گرونه،تازه در حالت خوشبینانه ترش بهترین کیک باشه،جدای از چاقی و اضافه وزن بیخودی،سرجمع یک کیک دو روز قابل خوردنه
اما تو می تونستی بجای این نُه تا کیک نه کتاب عاشقانه،روانشناسی و خودشناسی بگیری و مزه و طعمش تا ابد زیر دندونت باشه و هیچ وقت تاریخ مصرفش هم تموم نشه
حالا تو به من بگو کیک یا کتاب؟!

تن تن

دختـر هابیل شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۷ 20:41
داشتم موجودی کتاب می گرفتم که سه جلد کتاب تن تن دیدم

قیمت هرکدام ۵۰تومن

بهترین کتاب برای امیر همینه

کتابی که ۱۵سالگی تامینش میکنه

آدرس

دختـر هابیل شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۷ 20:39
تو اینستا پرسیدند کتابفروشی بزرگمهر کجاست؟

جوابیه

۱-روبه روی امامزاده هاشم

۲-مقبره سلیمان صباحی کجاست؟یخورده بیا بالاتر

۳-بانک صنعت کجاست؟یخورده بیا پایین تر

۴-همه موارد.

 

حدیث انسی

دختـر هابیل شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۷ 18:58
و خداوند بعد از آفریدن من فرمود: نــــــــــاز شـــــستـم!!

راست میگم به همین سوی چراغ

رویین تن

دختـر هابیل شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۷ 18:5
رو سر در ورودی بزرگمهر لیست صد کتابی که قبل از مرگ باید خوند رو نوشتم
یه آخوندی اومد و گفت:خب من بخونم این صدتا رو که بعدش میمیرم که
میگم:شما اگه عمر نوح میخواین باید ببینی آقای جنتی چه کتابی خونده که رویین تن شده،اونو بخونید
میخندد

میخندم

روز میلاد

دختـر هابیل شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۷ 17:55
تولدم در سکوت رسانه ای برگزار شد با خوردن یه بستنی چهار اسکوپ از شکرریز و تبریک دوستان اینستاگرامی و اقوام و حتی بانک ملت و ایرانسل.
به مجید گفتم یه ساعت هوشمند اسمارت واچ میخوام ازین مربعی ها،گفت باید منتظر موعد چک باشیم پس منِ ساده به باتری انداختن رو ساعت قبلی که خواب رفته بود راضی شدم و جناب مجید در اقدامی یهویی رفت یک و نیم پول روکش دندون داد و من متوجه شدم که کاشونی جماعت خیلیش خیلیه و ماشالله زرنـــــــگ

تولدانه

دختـر هابیل جمعه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۷ 18:26
وقتی تاجگذاری آقا و اینجانب همزمان میشه
این یعنی نوید روزهای خوب انشالله
#تولد۳۲سالگی

من شوهرتم؟!

دختـر هابیل پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۷ 14:7
[ساعت یک بامداد،اتاق پذیرایی]
امیر:کجامیری؟!
من:بخوابم
امیر:کجا؟
من:پیش شوهرم مجید
امیر:من شوهرتم،مجید پسرته یادت باشه
ومن از ساعت یک بامداد همسر دوم اختیار کردم که یه تفاوت سنی جزیی ۲۸ساله داریم فقط همین

یار مهربان

دختـر هابیل پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۷ 10:37
بچه که بودم کلی شکمو بودم و دلم همیشه هله هوله میخواست،و دوست داشتم بابام یه سوپر مارکت گنده میداشت که همیشه شرمنده خندق بلای خودم نباشم.
مادرم می گفت:باید بدمت به یه بقال!!

بزرگتر شدم باز شکمو بودم اما اینبار هله هوله نمیخواستم کتاب میخواستم نه یکی نه دوتا خیــــــلی
دلم میخواست رگباری همه ی کتاب ها رو درو کنم

مادرم می گفت: باید بدمت به یه کتابفروش!!

و حالا یه مدتی بصورت افتخاری و خیلی خیلی پاره وقت در خدمت کتابفروشی شهر هستم و واقعیت اینکه وقتی کتاب ها رو ورق میزنم کلی دلم قنج میره و متوجه گذر زمان نمیشم.
کتاب مورد علاقه ی من در سال جاری جزء از کل اثر استیو تولتز و ترجمه بی نظیر پیمان خاکسار،این کتاب هر سطرش جالب و جذابه
فی المثل «رهایی در این است که شبیه دیوانه ها باشی‌»
«وقتی این همه تلاش میکنی یک نفر را فراموش کنی،خود این تلاش تبدیل به خاطره می شود»
خلاصه که هفته کتاب و کتابخوانی شدیداللحن مبارک همه باشه.

#گوشه_دنج_کتابخوانی_من

 

قهر قهر تــــــــــــــــــــــــــا دو ساعت دیگه

دختـر هابیل یکشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۷ 13:17
مجید:کجا شال و کلاه کردی صبحیه؟

من:از تو  و زندگی با تو خسته شدم میرم خونه مادرم تا دو ساعت دیگه برمیگردم

مجید:آخ آخ خستگیت برطرف بشه دیوونه

نتیجه: یه وقتایی قهر کنید با همه تا با خودتون آشتی کنید.

فحش نجیبانه

دختـر هابیل یکشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۷ 12:34
چند وقت پیش کتاب «زندگی در پیش رو» رومن گاری رو می خوندم با ترجمه بی نظیر خانم لیلی گلستان،ترجمه ای که قید سانسور رو زده بود و همه فحشای مومو روعینا تکرار کرده بود.
حتی در نقد کتاب خداحافظ گاری کوپر نوشته بودند خدا حافظ گاری کوپر و سلام ابتذال
این حرفا منو یاد کتاب علویه خانم،صادق هدایت که رضوان خدا بر او باد میندازه که

اگه خواستین چارتا فحش پر طمطراق و بزن بهادر  یاد بگیرید این کتاب رو مطالعه بفرمایید.
دقت کردین بعضیا فحش دادن براشون مثه نقل و نباته،همین طور از یه جمله ده کلمه ایشون،دوازده کلمه ش فحشه که گاهی بعضی از فحشا رو باید گوگل کرد که معنیش چی میشه
وقتی هنجارشکنی صورت بگیره،بالتبع قبحش هم ریخته میشه و جزو هنجارهای شخصی میشه.
سر کار بودم سیزده آبان بود و تلویزیون داشت حامد زمانی رو نشون میداد که آمریکا را مورد تفقد قرار داده بود که یهو همکار محترم گفت:چقدر بدم میاد از این خا... مال!!

راستش چشام از تعجب داشت میزد بیرون،تو یه محیط فرهنگی این فحش،نوبر بود و ناخودآگاه پشت گردنم رو خاروندم و به برگه های رو میز ور رفتم.

که مدیرعامل،به طرف گفت:آقای فلانی میشه یه لحظه بیاین دفتر کارتون دارم!

و من مشغول کارم بودم که دوباره نشست و سرش رو آورد سمت میز من و گفت:مدیر میگه پیش یه خانم نباید بگم خا...مال

راستش من دیگه بهش نگفتم:خب پس چرا میگی؟
یه وقتایی «با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ»

نتیجه اخلاقی:دیگه من حامد زمانی رو جور دیگه ای میبینم.

 

روح گریان من

دختـر هابیل پنجشنبه دهم آبان ۱۳۹۷ 14:47

وقتی اولین بار کتاب بادبادک باز خالد حسینی رو خوندم خدا رو شکر کردم تو افغانستان زندگی نمیکنم

وقتی کتاب منم ملاله رو خوندم؛خدا رو شکر کردم تو پاکستان نیستم که طالبان هست؛حملات انتحاری هست؛بمب و ترس ورعب هم هست.

وقتی درباره هند مطالعه میکردم که افراد فقیر بچه هاششون رو نابینا یا ناقص میکنند صرفا جهت گدایی؛کشوری پر از خرافه پرستی

خدا رو شکر کردم تو هند نیستم

کشور عراق رو به وضوح دیدم و خدا رو شکر کردم عراقی نیستم.

و حالا کره شمالی؛کشوری که بشدت مرموز؛عجیب و اعصاب خورد کن هست؛کشوری انزوا طلب که انگار روح مرده به کل کشور پاشیدند.

سرد بی روح و یخ زده.

راستش من اکثرا برای خوندن یه کتاب؛حتما مطالعه پیش زمینه دارم برای آشنا شدن به مفاهیم کتاب.

داشتم تحقیق میکردم درمورد کره و اینکه کی جدا شدند؛چرا یکی اینقدر پیشرفت کرد و دیگری در انزوا.

همه چیز پس از جنگ جهانی دوم شروع شد؛با شکست ژاپن قسمت شمالی به تصرف اتحاد جماهیر شوروی وقسمت  جنوبی به تصرف آمریکا درآمد.

کره شمالی کشوری کمونیستی که خدا و دین امری مشمئز کننده است و در صورتی بدونن طرف بارقه های مذهبی داره؛اعدام میکنند؛چون خدای اونا رهبرشون هست و لاغیر؛دو وعده غذایی بیشتر وجود نداره؛خودرو جزو تشریفات بیخود بی جهت هست که فقط خاندان سلطنتی دارند؛گشت ارشاد حواسش به همه هست که دامن کوتاه پوشیده نشه؛مویی رنگ نشه اونم مویی که فقد چند مدل بیشتر نیست؛لباس با طرح غربی وجود نداشته باشه؛اینترنت؛توییتر،فیس بوک قرتی بازی محسوب میشود و کلا خبری از رسانه نیست؛حق خروج از کشور را ندارند مگر برای کارگری به کشورهایی که دولت تعیین کرده به شرطی که تمام حقوق ومزایا به خزانه دولت وارد شود وضمنا خانواده گروگان دولت باشه.

تو کنفرانس تِد چند نفر رو دیدم که داشتند میگفتند:چطوری با چه سختی فرار کردند و از این همه تغییر در جهان متعجب بودند؛متجب بودند از لباس های رنگارنگ؛غذاهای متنوع و حتی بیان آزاد؛چرا که در کره شمالی در صورت انتقاد نه تنها خودت بلکه خانواده ات هم تا آخر عمر باید کار اجباری بکنه  ویا خیلی ضربتی اعدام دسته جمعی.

کتاب روح گریان من که داستان واقعی هست رو بهتون پیشنهاد میکنم بخونید در مورد دختری به نام کیم هیون هی که وارد ارتش میشه و بعنوان جاسوس وارد عمل میشه و بقیه ماجرا

راستش این کتاب منو یاد فیلم 1984 جورج اورول انداخت؛اطاعت بی چون چرا،همش ترس و اینکه هرآن ممکنه لو بری؛اعدام وشکنجه بشی.

ودر صورت فرار محکوم  میشوی به خائن وخیانتکار،همیشه اینجوریه وقتی تو یه محیط بسته باشی همه افکار دگم و بسته است

حق انتخابی وجود نداره؛حق واکاوی نیست؛نباید به ذهنت راه دیگه خطور کنه؛مدینه فاضله همین جاست وهمه ی جا دنیا رو نکبت گرفته؛وارد کردن این افکار؛ترس رو تو دلت ملت ها میندازه،ما خوبیم وهمه بد هستند؛و وقتی مثه ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی بخوای آخر جویبار رو ببینی متهم میشی،

من به عنوان ایرانی میگم؛وای کره شمالی ها چی میکشن تو این جو خفقان که جون آدم ارزش نداره و راحت خلاصش میکنند

حتما یه اروپایی یا امریکایی هم میگه:وای ایرانی ها چی میکشن تو این وضعیت گرونی و نابسامانی و بی عدالتی

کاش زمانی بیاد که جدای از عرض جغرافیایی دیکتاتوری نباشه وعدالت حکمفرما باشه و انسان،آزاد زندگی کنه.

 

 

الگو

دختـر هابیل پنجشنبه دهم آبان ۱۳۹۷ 7:0
هفته گذشته تو راه کتابفروشی دختری سلام کرد

وقعی نهادم سلام عرض کردم اما نشناختمش

گفت:‌من از طرفداران پرو پاقرص نوشته هاتون هستم و کتاب هایی که میگید رو مطالعه میکنم

شما الگو هستید برای هم نسل های من

خلاصه کلی تعریف و تمجید و این صحبتا

من فقط تو ذهنم اون لحظه تو الگو گیر کرده بود و یاد الگو خیاطی افتادم

من الگوی دکلته هستم یا دامن  کلوش چین دار،یقه انگلیسی یا دیپلمات؟

خلاصه امیدوارم الگوی خوبی باشم :)

راست آزمایی

دختـر هابیل پنجشنبه دهم آبان ۱۳۹۷ 6:53
چند وقت پیش زن داداشم پرسید:امیر در عالم خواب هم جیش میکنه؟

گفتم:نه به هیچ وجه

امیرخان نه گذاشت نه برداشت فرداش در عالم بیداری تو شلوارش آن کار دیگر را کرد:|

دوستی از بچه ش شکایت داشت که هرچی دستش میرسه میکنه تو دهنش،همه وقتم باید نظاره گر امور باشم

که من گفتم:امیر از همون اول هیچی دهن نمی گرفت

دیروز تیله دهنش بود که سر بزنگاه درآوردم

نتیجه اخلاقی اینکه:هر راست نشاید گفت:|

نتیجه بهداشتی تحریمی:شامپو گلرنگ که تیله داره نخرید 

شامپو تموم میشه بچه تیله هاش رو برمیداره بعد که میگی امیر چه میکنی یهو میذاره دهنش و تو هاج و واج میمونی

شبیه بمب ساعت که میمونی سبز رو ببری یا آبی!!

چشم ها را باید شست

دختـر هابیل شنبه پنجم آبان ۱۳۹۷ 13:45

در مورد خصوصیات متولدین آبان آمده است:طناز؛مغرور؛دارای چشمانی نافذ

اینکه یکی چشاش سگ داره هم جزو آپشن های برند ساز می باشد و قدرتی خدا به هرکسی داده نمیشود.

یادمه برای مراسم عقد  مشاطه که معروف به  پنجه طلا بود مرا آراست؛خط چشمی کشیده بود به پهنای باند آزادراه قم-کاشان  و وقتی گفتم به نظرتون کمی غیر معمول ومعقول نمی آید؛ایراد فرمودند: مُـــده

به خواهرم گفتم:بابا این بیشتر به پنجه خلا میخوره تا طلا چرا این شکلی کرده منو؛

که ایشان هم فرمودند:هیس؛میشنوه

باری به هرجهت مسلمون نبینه،کافر نشنوه؛شبیه شغال شب زنده داری شده بودم که نگو؛خودم خودم رو می دیدم مضمحل میشدم؛بهداشت روانم در خطر بود.

بحمدلله هرکی می دیدم هم می گفت: زشت پشت کی بودی؟

روز بعد مراسم عقد که متصدیان امور برای برگرداندن تاج و بقیه محتویات به مشاطه پنجه طلا مراجعت فرمودند نقدی هم بر نحوه ی آرایش بنده به ایشان داشتند که طرف نه گذاشت نه برداشت گفت: چشاش درشت بود کار دیگه ای نمی شد کرد.

راستش بعد این تحلیل رفتم جلوی آیینه تا واکاوی کنم ابعاد، قطر چشم وعنبیه را که چقدر بزرگه که گند زده به محتویات کل صورت؟!

برای مراسم عروسی تصمیم گرفتم که پیش مشاطه دیگری بروم و سعی کردم کمی چش وچار رو تنگ کنم بلکه مقبول افتد؛که طرف تا گفت عروس خانم کیه و گفتم:منم

گفت:خب خدارو شکر چشاتون شهلاست و مثه بعضیا نیست که اینقدر کوچیک و ریزه که آدم میمونه چیکار کنه؟ چشمان درشت تجسم کمال زیبایی و سرشار از ایده است.

راستش تعجب کرده بودم از این نگاه کاملا متفاوت و اینکه چشم رو چطوری میشه دید.

یاد یه داستانی افتادم که پادشاهی به یک پیکی گفت:که سراسر جهان را جستجو کن و بدترین چیزی رو که پیدا کردی برام بیار؛یارو میره و بعد مدتی دست خالی میاد و بهش میگه چه یافتی؟

و پیک زبونش رو درمیاره و میگه:زبان بدترین چیز دنیاست؛چون میتونه بدترین کارها رو انجام بده؛دروغ،تهمت،بدگویی وخیلی چیزای دیگه

دوباره بهش میگه:بهترین چیز در جهان رو برام بیار؛واینبار هم بعد مدتی جستجو برمیگرده و زبانش رو درمیاره ومیگه:زبان پیام عشق رو می رسونه؛با زبان میتونیم مزه ها رو بچشیم؛با زبان میشه نام خدا رو ذکر کرد.

اینکه همه چیز رو سیاه یا سفید مطلق نبینیم هنره؛ باید تلاش کرد روشنایی و تاریکی را در کنار هم پذیرفت و یکسان دید.در همه چیز آمیزه ای از خوب وبد؛تاریک وروشن وجود داره حتی در چشمان درشت.

کتاب باز

دختـر هابیل سه شنبه یکم آبان ۱۳۹۷ 12:47
برنامه کتاب باز سروش صحت رو دوست دارم
از شنبه تا چهارشنبه شبکه نسیم ساعت ۲۰
وقتی تو یه مهمونی من زدم شبکه نسیم و گفتم:هیـــــــــس دیگه شروع شد
چنتا از اقوام گفتن چقدر بدم میاد از سروش صحت با این ریش و سبیل
راستش باور کردنی نیس هنوز آدما رو با چهره معرفی کردن،
اتفاقا مگه محاسنش چه ایرادی داره
اگه منم از جنس ذکر بود حتما هر دفعه یه تغییر در محاسنم میدادم حتی به کاپیتان جک تو فیلم دزدان دریایی کارائیب فکر کردم
یکنواخت بودن دور از شان آدمیست:)
من به سروش حسودیم میشه،به این همه کتابی که خونده و فروتنی بیش از حدش
توصیه میکنم حتما ببینید،از گوگل لحظه دارچین مجتبی شکوری رو هم سرچ کنید وببینید جزو مهمان های این برنامه بود.
تصمیم دارم برای تولدم برم باغ کتاب تهران به نظرم هیجان انگیز بیاد

حوالی پاییز

دختـر هابیل سه شنبه یکم آبان ۱۳۹۷ 12:37
آبـــــــان،ماه من
از همین حالا پذیرای هدایا نقدی و غیرنقدی شما دوستان عزیز هستم،قول میدم سورپرایز شوم
کتاب فراموش نشود،

خداحافظ گاری کوپر و شن روان استیو تولتز رو ندارم،در روایت است هدیه به دختر هابیل دهید شاید شاید شاید رستگار شوید!!
شماره کارتم رو که دارین ‌

[دختر هابیل سوت زنان صحنه را ترک می کند]

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
برچسب‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان