گاهی وقتا فکر میکنم چقدر حس بیخیالی خوبه،سرتو مثل کبک زیر برف کنی و بیخیال زمونه باشی،خجسته دل از هفت دولت آزاد.
شد شد،نشد نشد ولشکن.
اینکه سی تی اسکن وجودت دم به دقه فعال باش چیز خوبی نیست،اعصاب خوردیه،خودخوریه.
اینجور وقتا هرجابری حتی اگه تو ماشین هم نشسته باشی،صحنه هایی می بینی که باز دلت رو به درد میاره.
وارد داروخونه میشم منتظر میشم تا نوبتم بشه،مردی که هر چند دقیقه یه بار دست تو موهای پریشونش میکشه به متصدی میگه:نمیشه به جا بسته کامل قرص،یه بسته بردارم؟!
نگاه به داروها میکنه قیمت رو که می شنوه میگه پس این مای بی بی رو نمیخوام،این شربت رو هم نمیخوام حالا،همون یه بسته قرص رو پس بدین
مسئول داروخونه کلافه میشه،و میگه آخرش چیکار کنم؟!
پولای تو جیبش رو درمیاره،دو تومنی،پونصدی،هزاری...،بزور میتونه فقط پول یه بسته رو بده،یکی نیست به مسئول مربوطه بگه کلافه شدن نداره،این چونه زدن ها و استخاره کردن برای داروها همش سر نداریه،
فروشگاه میرم،هرچند اصولا سعی میکنم زیاد نرم و این امر خطیر رو به مجید و امیر واگذار میکنم،در حال برانداز کردن قفسه هستم که یه خانواده وارد فروشگاه میشن،از هدبندی که مرد به سر داره و دست های یخ کرده و کرخت شده ی بچه ها و مادرش،معلومه با موتور اومدن،سریع پسر بچه به همراه خواهرش یه چرخ خرید برمیدارن که باباش میگه:بزار سر جاش،من همه ی پولم سی و دو تومن بیشتر نیست،تازه باید بنزین هم بزنم،که چهره بچه ها تو هم میره و مادر میگه:خب نه برنج داریم،نه گوشت،نه پنیر اصن چی تو خونه داریم و با حالت قهر ازفروشگاه میزنه بیرون.
یا وقتی زنی ضایعات مرغ رو میگیره تا برای بچه هاش سوپ درست کنه،چون وسعش نمیرسه و همسرش زندانیه،
مجید میگه:بیخیال شو،هرچی فکر کنی بیشتر اعصابت خورد میشه،کاری هم دستت نیس،اما مگه میشه تو این صحنه ها رو ببینی و ککت هم نگزه،
امسال نسبت به سال های قبل،گرونی بیداد کرد،و خیلی ها کم آوردن،حتی خانمی که اومد پیشم و گفت:به همین قبله برای سیر کردن بچه هام میخوام گناه کنم چاره ای ندارم.
راستش امسال برای کمک به مستمندان با توجه به شرایط اقتصادی خواستم آستین بالا نزنم،چون اکثرا همین وضعیت مشابه رو دارن،اما بعد گفتم خیلی ها چشم انتظارن،زنان بیوه،افراد یتیم،افرادی که مستمری بگیر نیستند و گرسنه سر به بالین میذارن،
برای همین مصمم شدم امسال هم برنامه کمک به مستمندان رو داشته باشیم حتی اگر هزینه کمک به یک نفر جور شد.
پیشاپیش قدردان همراهی همیشگی شما هستم.
شماره کارت بانک ملت:
6104337973143439
زهرا سعدآبادی بیدگلی