تنها مرا رها کن
دختـر هابیل پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۱ 12:49یه وقتایی حس یونس نبی رو دارم
خسته از قوم و قبیله
خسته از هر چیز ممکن
میخوام ول کنم برم
نهنگ من کجاست؟!
یه وقتایی حس یونس نبی رو دارم
خسته از قوم و قبیله
خسته از هر چیز ممکن
میخوام ول کنم برم
نهنگ من کجاست؟!
سال 86 که آیت الله فاضل لنکرانی از دنیا رفت
یه دختر تو خوابگاه بود، بچه لرستان، ترم 8،ریاضی محض میخوند.
تا این خبر رو شنید گفت:خدا رحم کنه خدا رحم کنه، خدا رحم کنه
بعد گفت:ما اعتقاد داریم وقتی یه عالم ربانی، یه عارف، یه مرد مجهتد از دنیا میره
زمین طاقت این درد رو نداره و اتفاقات عجیبی رخ میده
چنتا از بچه ها تعجب کردن، چند نفر خندیدن و بهش گفتن الحق لری، اما اون زیر لب صلوات میفرستاد.
عصر تو کتابخونه بودیم و که یهو همه فریاد زدن زلزله، زلزله از خوابگاه بزنید بیرون...
آقای فاطمی نیا، سید مهربان ما از شما جز خوبی، چیزی ندیدیم، مهرتان در دلم تا ابد سبزست و مانا، سفرتان بسلامت، سلام مرا نیز برسانید به آن...
ننه بزرگ خدا بیامرزم همیشه میگفت:من این همه کسی مرده دلم نسوخته، جز دونفر یکی مادرم که جوون سر زا رفت من بچه یه روزه رو در خونه ها میبردم یکی بهش شیر بده
یکی هم خواهرم خدیجه که بی مادر بزرگ شد، دادنش به یه مرد بی همه چیز که خواهرم التماس میکرد من نمیخوام زنش بشم ازش می ترسم که اگه مادرم بود نمیذاشت...
بعد شوهرش سر سفره یه پارچ آب زد تو سرش و خواهرم که سفید بود وچشم های زاغ با موهای بلند تو 21سالگی مرد.
با یه بچه 7ماهه، بچه تو ختم و عزای مادرش سرش رو از روی بالشت بلند میکرد،بعد که دیده بودن بچه گریه میکنه بهش قرص خواب دادن و اونم کشتن، شوهر اومد اشک تمساح که بچه هم مرد، که پدرم گفت:بچه ای که مادر نداره همون بهتره که نباشه...
و بعد آهی می کشید و می گفت:امان از بی کسی
هر وقت من مردم من رو تو قبر مادرم و کنار خواهرم خدیجه دفن کنید.
هر سنگ قبری رو که نگاه میکنی هزاران داستان و روایت داره
شبیه قصه های هزار و یک شب.
لطفا برای خاله خدیجه ی جوان و زیبا که حتی وارثی نداره تا سنگ قبرش رو دستی بهش بکشه فاتحه بخوانید.
بخوانید تا برایتان بخوانند...
قاطبه مردم شهرم نسبت های نسبی و سببی رو رسمی میگن
مثلا پدرم، مادرم، خواهرم، برادرم
حالا نه اینکه آبجی و داداش نمیگن!!
ولی در صحبت هاشون استیفا کنی(شما بخوانید واکاوی) میگن مادرم یا خواهرم و قس علی هذا
تو خوابگاه که بودیم اوایل که صحبت می کردم وقتی میگفتم اتفاقا برادر من هم تو کار فرش هستند، یا ما هم با خواهر و مادرم رفتیم مشهد
همه بچه ها فکر میکردن که ما جزو فرهیختگان منور الفکر هستیم که خونمون فقط رو موج رادیو فرهنگ و شبکه چهار سیماست.
البته امیر هم با لفظ مادر و پدر صحبت میکنه.
خوابگاه که بودم مجید01 تهران سرباز بود.
شب ها قبل از خاموشی پادگان زنگ میزدم
برای گپ زدن چند دقیقه ای
آقای ابراهیمی هستند؟!
مسئول ارتباطات:چه نسبتی باهاشون دارید؟!
همسرشون
مجید بعد از چند دقیقه می اومد
و می گفت:سلام خانم سعدآبادی
و تو این چند ماه آقای ابراهیمی و خانم سعدآبادی ترند شده بود بینمون و دیگه تا به امروز ادامه دار هست،
بخصوص موقع تیکه انداختن و موقع حرص دادن و حرص خوردن و موقع به دیوار بگم دیوار بشنوه
تو پارک قدم میزدیم که یهو مجید گفت:خانم سعدآبادی بهتر نیست کمی تند تر قدم بردارید
که گفتم بله آقای ابراهیمی به نکته نغز و دلکشی اشاره فرمودید اما همین که هست.
خانمی که از کنارمون رد میشد حسابی برانداز کرد خانواده ابراهیمی و سعدآبادی رو.
این نقاب بامزه فرهیختگی شبیه باد آورده رو باد میبره، پس رفت
وقتی تو جمع فامیلی بودیم که یکی از دوستان که از شهر داف پرور تهران اومده گفت:خب روز عشق کادو چی گرفتین از همسرهاتون
که قاطبه ی افراد یک صدا گفتن دسته خر!!
نتیجه اخلاقی:تشخیص سره از ناسره، تشخیص آدم درست حسابی، درست درمون خیلی سخته. فی المجلس درگیر القاب، عناوین و پیشوند و پسوند هیچ کسی نشوید، مگر خلافش ثابت شود!!
میگن دختر انگلِ راست گفتن!!
خدا خدا میکنم هیچ وقت دختر خدا بهم نده؟!
من:دفعه اولمه می شنوم حالا چرا انگل؟!
چند وقت پیش یه خواستگار اومد واسه خواهرم و خانواده طرف خیلی برو بیا و کبکبه و دبدبه و خیلی متمول، اصرار که زودتر مراسم عقد و عروسی رو بگیرن و بهانه اینکه برادر داماد قراره بره خارج از کشور.
ما هم درست حسابی وقت نشد بریم تحقیق
وقتی داماد اومد با خواهرم حرف بزنه گفت: خیلی سر به زیر بود و خجالتی، چهره اش کمی زرد که گفتن به خاطر کرونایی هست که چند وقت پیش گرفته و دوره نقاهت هست دوباره خوب میشه
همه هم تایید میکردن که کرونا یه دوره بدن رو ضعیف و نحیف میکنه و دوباره سرپا میشی.
خطبه عقد جاری شد و مراسم گرفته شد
و بعد از سه روز، خانواده اش تماس گرفتن به خواهرم که حال... بد شده بیا بیمارستان و ما سراسیمه رسیدیم بیمارستان و داماد تمام کرده بود و خواهر تازه عروس ما، سیاه بخت شد...
داماد سرطان داشته و دکترها قطع امید کرده بودند و تنها به این دلیل که پسرشون ناکام از دنیا نره، زندگی یک نفر دیگه رو تباه کردند.
پدرم اجازه نداد خواهرم تو مراسم سوگواری شرکت کنه، خونه ی دل خودش یه ماتم کده بود
و بیخود و بی جهت اسم یک مرد وارد شناسنامه اش شد که هیچ وجود خارجی دیگه نداره
شهرهای شما رو نمیدونم اما تو شهر من فقر فرهنگی در تمام مراسم خواستگاری تا عروسی بیداد میکنه
هنوز خواستگاری تمام نشده همه ی در و همسایه فک و فامیل میدونن که بعله دختر فلانی خواستگار واسش اومده و آخر هفته هم مراسم عقد و در حال رایزنی که کدوم محضر برن!!
بدون اینکه شناخت کافی از طرف داشته باشه بدون رفت و آمد خانگی آیا سبک و سیاق خانوادگی طرف به شما میخوره، آیا روابط اجتماعی بالایی دارن یا عین معتزله تو لاک دفاعی خودشونن،
اهل گشت و گذار هستند، آیا جوری هست که بشه تو جمع فامیل و آشنا درش آورد؟
دست و دلباز هست، خوش مشرب هست، یا عجول هست و عصبی و ول معطل.
اینجا فرصتی برای شناختن وجود نداره چون تا بخوای بگی باید چند مدت نامزد بود یا رفت و آمد داشت، میگن :ما آبرو داریم، اسم دختر سر زبون بیفته آخرشم نگیرتش، نه حرفش رو هم نزن، ان شاء الله خوبه
اما با ان شاء الله و ماشالله کار درست نمیشه
اینجوریه که آمار طلاق میره بالا
اینجور وقتا کسی که ضرر و صدمات فراوان می بینه دختر هست.
اگه حتی تو لحظه مهر برون هم یقین داری به درد هم نمیخورید تمامش کن جلو ضرر رو هرچه زودتر بگیری منفعته...
گاه تحمل میکنی بخاطر حرف فامیل که اشتباه محضه این یعنی برده داری مدرن و تو مسئولی که شاد زندگی کنی
اشتباه دیگر اینکه خیلی ها هنوز امضای عقد خشک نشده، اتاق حجله رو هم آماده کردند
و چند روز بعد که دیدن هم کف هم نیستند
برای هم ساخته نشدند میبینه خودش رو مفت باخته، اینقدر زود وا ندین!!!
ازدواج خوب و آگاهانه خیلی هم شيرين هست و جذاب
اما ازدواج هول هولکی چیزی جز تباهی نداره
دیدم که میگم.
راستش داره باورم میشه دختر داشتن خیلی سخته، چون تو از اینکه پاره تنت بابت این تعصبات جاهلی و فقر فرهنگی، گرفتار مقوله ی طلاق شده و حالا ذره ذره آب میشه، دل شکسته میشی.
امیدوارم همه یه هم فرکانس خودشون رو تو مسیر زندگی پیدا کنند.
چند وقت پیش دوستم عکسی از یه گوشه پتو گذاشته بود و گفته بود، پدرم تولدت مبارک!!
راستش خیلی تو ذوقم خورد، خب عکسش رو بذار، پتو چیه؟!
بهش گفتم، اون هنگ این بود چجوری من متوجه شدم اون پتوئه
من هنگ این بودم آخه چرا پتو؟
بعد هم گفت:هیچ عکسی ازش تو گوشی ام ندارم.
بیشتر هنگ کردم.
آخه مگه میشه؟! برای منی که روزانه صدتا عکس میگیرم یا کلی آلبوم عکس دارم و عکاس باشی تو تمام مراسم های خانوادگی هستم، نداشتن یه دونه عکس از عزیز ترین آدم های زندگی باورش سخت بود.
بهش گفتم تا میتونی از خانواده عکس یادگاری بگیر، کنارشون خوش باش، لذت ببر
یه وقتایی میاد که حسرتش رو میخوری...
میدونی مجید از باب نصیحت نمیگما، اما وقتی یکی یه عزیزی رو از دست میده تازه متوجه میشه از کجا خورده حالا هی من بگم قدرش رو بدون، اون دردی که من کشیدم رو اون نچشیده...
و بعد روزی میاد که با همه وجود جای خالیش رو احساس میکنی، دیگه میدونی برگشتی در کار نیست، تمام، دیدار به قیامت!!
و حالاست که کاش و کاشکی ها شروع میشه
کاش بیشتر باهاش حرف میزدم، عکس میگرفتم، مسافرت میرفتم، بغلش میکردم، رستوان و کافه می رفتم، اون عزیز سفر کرده هر کسی میتونه باشه، همسر، پدر، مادر، فرزند
وقتی رفت دیگه رفته...
امروز یکی تعریف میکرد که یه خانم مسن یه دختر تو خونه داره که مریض احوال هست و پدر فوت شده و دختر و پسرهای این خانواده وضع مالی توپی دارن اما چندین سال هست سر به مادرشون نمیزنن و آه من اللهی هم تو خونه ندارن
داشتم فکر میکردم واقعا داریم به کجا میریم، هیچ وقت نتونستم درک کنم چجوری میشه که یه فرزند حاضر به دیدن پدر یا مادرش نمیشه
یا چطور تابع امر همسرش میشه و اگه بگه حق نداری بری ببینیشون اونم قبول میکنه
مرحوم دکتر بهشتی پور میگفت:برو خونه پدر ومادر بگرد دنبال اینکه یه کمکی بکنی، یه جارو بزنی، لباس ها رو از روی بند برداری، چای بریزی، باعث شادمانی شون بشی، نوکری شون رو بکنی، اگه میخوای سعادت دو دنیا رو داشته باشی، اگه میخوای صاحب فضل و حکمت بشی، زرنگ باش و نوکری کن.
قدر بدون وجودشون رو.
اونایی که والدین شون رو از دست دادن میدونن این رشته تسبیح دیگه پاره شده و جمع کردنش محاله...
اگه هستند میلیاردها بار خدا رو شکر کنی بنظرم کمه
اینو کسی متوجه میشه که عزیزی رو از دست داده، برکتی از کفش رفته.
تا دیر نشده اگه قرار هست ببینیدشون، اگه قراره گذاشتین یه روز باهم برید سفر، برای قلبش یا هرجای از وجودش میخواید نوبت دکتر بگیرید، اگه قراره یه رستوران ببریش، اگه قراره براش لباس بدوزید یا هر قراری که هی امروز و فردا میکنید، دست بجنبونید، زود دیر میشه و زمان ول معطل من و تو نمیمونه...
لطفا برای پدر و مادرهایی که رفتند و دل تنگی ابدی شد سهم بچه هاشون فاتحه بخوانید.
برای تمام اسیران خاک که بد وارث یا بی وارث هستند نیز بخوانید،
بخوانید تا برایمان بخوانند.
یاعلی...
مادرم زنگ میزنه:اگه تاید و ریکا نداری بخر قراره این هفته گرون بشه، روغن که جایی پیدا نمیشه
مجید زنگ میزنه:اون هفته نیومدی بریم فرشا رو ببینیم الان یه میلیون گرون شده تا آخر هفته هم میخواد یه تومن دوباره گرون کنن
استوری باز میکنی نوشته متاسفانه فلان جنس افزایش قیمت داریم و هزینه ارسال گرونتر شده.
یه شیشه زیتون تو سوپری محل برمیدارم می بینم زده 80هزار تومن، عطاش رو به لقاش میبخشم.
زنگ میزنه ببخشید من 4تا فرش 12متری میخوام، گفتم بعد عید بخرم قیمت فرش کاهش داشته باشه، ارزون شده؟
تنها چیزی که هیچ تغییری نکرده همون صنار سه شاهی یارانه است و جون آدمیزاد که هر روز زیر این همه فشار داره میترکه.
چه ممکلتی درست کردین...
فرشتگان مقرب:
فرشتگان مقرب مدیرانی هستند که بر کار فرشتگان نگهبان نظارت دارند که اینها جزء ۹ دسته فرشتگان هستند که شامل فرشتگان، فرشتگان مقرب، امیران، توانمندان، پارسایان، حاکمان، تاجداران، کروبیان و سرافین هستند.
از میان این گروه ها، فرشته های نگهبان و فرشته های مقرب بیشتر از همه در کار کمک به زمین و ساکنین آن هستند. در مقایسه با فرشته های نگهبان، فرشته های مقرب، بسیار بزرگ و قوی هستند و صدایی بلند دارند، اما بی نهایت مهربان و بدون منیت هستند. این موجودات غیر فیزیکی جنسیت ندارند اما مشخصاتی دارند که شخصیت یا انرژی زنانه یا مردانه به آنها میدهد.
نام تمام فرشتگان مقربی که در اینجا ذکر میشود، پسوند “اِل” دارد به جز دو تا از آنها. “ئل” کلمه ای عبری است به معنای “از خدا”. آن دو استثناء پیامبران انجیلی بودند که زندگی های نمونه آنها سبب شد پس از زندگی انسانی، در زمره فرشتگان مقرب قرار گیرند.
گاهی این فرشتگان مقرب، نامهای مختلف دارند، اما این نام هایی که ذکر میشود، معمول ترین نام های آنها هستند.
آریل “Ariel” به معنای شیر ماده خدا:
نور این فرشته صورتی کمرنگ است او در تأمین نیازهای مادی نظیر پول، سرپناه و اقلام مورد نیاز به ما کمک میکند. و از گروه فرشتگان “تاجداران” است. از نظر تاریخی او با پادشاه سلیمان در ارتباط است.
عزرائیل “Azrael” به معنای کسی که خدا به او کمک میکند:
نور او به رنگ بژ(قهوه ای مایل به خاکستری)است او روح افراد فوت شده را به بهشت باز میگرداند و به ماتم زدگان کمک میکند و به کسانی که به سوگواران تسلی میدهند، کمک میکند. در یهودیت و اسلام، او را فرشته مرگ می نامند. او با فرشته مقرب رافائل و پادشاه سلیمان در ارتباط است.
شموئل “Chamuel” به معنای کسی که خدا را می بیند:
شموئل معمولا با نور سبزکمرنگ دیده می شود
اونگرانی را برطرف میکند و صلح فردی و جهانی ایجاد میکند. در یافتن اشیاء، موقعیت ها و پیدا کردن شغل یاری میرساند. او از گروه فرشتگان “قدرتمندان” است.
جبرئیل “Gabriel” به معنای پیامبر خدا:
نور این موجود عزیز زرد تیره است این فرشته به پیام آوران نظیر نویسندگان، معلمان، خبرنگاران و غیره کمک میکند. همچنین در بزرگ کردن فرزند، باردار شدن و پذیرش سرپرستی فرزند یاری میرساند.
هانیل “Haniel” به معنای شکوه خدا:
نور ایشان معمولا بهرنگ آبی خیلی کمرنگ مایل به سفید است او در هنگام عادات ماهانه و نیز در زمینه روشن ضمیری و نهان بینی کمک میکند. او با سیاره ماه و ونوس مرتبط است.
جرمیل “Jeremiel” به معنای رحمت خدا:
نور این موجود لطیف بنفش مایل به سرخ است او با احساسات در ارتباط است. او کمک میکند که بر زندگی مان مرور و بازنگری داشته باشیم تا بتوانیم ببخشیم و برای تغییرات مثبت، طرحی بریزیم
جوفیل “Jofiel” به معنای زیبایی خدا:
جوفیل با نور صورتی (بنفش روشن) دیده می شود او شرایط منفی و پر آشوب را برطرف میکند و به افکار، خانه، دفتر و دیگر محیط ها زیبایی و نظم میدهد و انرژی منفی آن ها را از بین می برد. او را حامی هنرمندان می دانند و تورات او را برپا دارنده قانون الهی میداند.
متاترون “Metatron”:
ایشان با نور سبز با صورتی تیره دیده می شوند.او پیامبر انوخ بوده که پس از Life زندگی پارسا و مقدس خود در زمین، به فرشته تبدیل شده است. او مشکلات آموزشی و مسائل کودکان را برطرف میکند تا کودکانی بلورین و نیلی، (کودکان نابغه و روشن ضمیر)
پرورش یابند.
قبالا میگوید متاترون به موسی کمک کرد تا قوم یهود را از مصر به اسرائیل ببرد. در تلمود آمده که متاترون در بهشت مراقب بچه هاست و همچنین از کودکان زمین مراقبت میکند.
میخائیل “Michael” به معنای کسی که شبیه خداست:
نور این فرشته بنفش روشن(آبی کبالتی) است او ترس و شک ما را برطرف میکند، از ما حفاظت میکند و منفی ها را از بین می برد. او قویترین فرشته مقرب است و در انجیل، کتاب مقدس مسیحیان و دیگر کتب مقدس یهودی و اسلامی، کارهای قهرمانانه و حفاظتی به او نسبت داده میشود. او قدیس حامی مأموران پلیس است، زیرا او از هر کسی که او را فرا بخواند حفاظت کرده و به آن فرد دلیری و رشادت می بخشد. او به گروه فرشتگان “پرهیزگاران” تعلق دارد.
راگوئل “Raguel” به معنای دوست خدا:
سبز متمایل به آبی رنگی است که متعلق به راگوئل است او در همه روابط هماهنگی ایجاد میکند و به برطرف شدن سوء تفاهم ها کمک میکند. کتاب انوخ میگوید که او بر همه فرشتگان نظارت دارد تا ارتباط بین آنها هماهنگ باشد. می گویند که او به پیامبر انوخ کمک کرده تا عروج یابد و به فرشته مقرب، متاترون تبدیل شود.
رافائل “Raphael” به معنای کسی که درمان میکند:
سبز زمردین روشن مخصوص رافائل شفا بخش است .او دردها را درمان میکند و راهنمای درمانگران و کسانی است که میخواهند درمانگر شوند. او را قدیس حامی مسافران میدانند اما کار اصلی او درمان و کمک به کسانی است که درمان میکنند.
رازیل “Raziel” به معنای رازهای خدا:
رازیل فرشته ی رنگین کمانی است.او مسدودیت های فیزیکی و معنوی را از بین می برد و در زمینه تعبیر خواب و یادآوری خاطرات گذشته به ما کمک میکند.
دانش قدیمی یهودی می گوید که او آنقدر نزدیک بارگاه الهی است که همه رازهای کیهان را می شنود و همه را در کتابی به نام “کتاب فرشته رازیل” نوشته است.
و در افسانه ها آمده که او این کتاب را در هنگام خروج آدم از بهشت به او داده و نیز در زمان ساخت کشتی به نوح کمک کرده است.
سندالفون ” Sandalphone”:
فیروزه ای رنگ سندالفون است .او پیامبر ایلیا بوده که به فرشته مقرب تبدیل شده. او اهداف مختلفی را دنبال میکند مثل کمک به مردم برای رهایی از تمایلات خشمگینانه و رساندن دعاهای ما به خالق. بعلاوه او به موسیقیدان ها کمک میکند، بویژه کسانی که از موسیقی برای اهداف درمانی استفاده میکنند. چون او یکی از کسانی است که به فرشته مقرب تبدیل شده، او را برادر دوقلوی متاترون میدانند. دانش عبری کهن از هیبت عظیم او می گوید و موسی او را فرشته بلند می نامد.
اوریئل “Uriel” به معنای خدا نور است:
زرد کمرنگ مربوط به اورئیل عزیز نور خداست.او فرشته خرد و فلسفه است که ذهن ما را با بینش ها و ایده های جدید روشن میکند. در کتب مقدس یهودی، کارهای مختلفی به او نسبت داده میشود. او فرشته نور است. به گروه سرافین تعلق دارد که از میان ۹ گروه فرشتگان، از همه به خدا نزدیکتر است.
میگویند او از وقوع سیل به نوح خبر داده و او را یکی از ۴ فرشته اصلی میدانند که عبارتند از میخائیل، جبرئیل و رافائل.
زادکیل “Zadkiel” به معنای درستکاری خدا:
آبی تیره نور این فرشته است .او در زمینه مشکلات حافظه و دیگر عملکردهای ذهنی کمک میکند. بسیاری از دانشمندان بر این باورند که زادکیل از کشته شدن فرزند ابراهیم به دست او جلوگیری کرد. قبلا زادکیل را همکار میخائیل میداند که در حفاظت در مقابل انرژی های منفی و پایین تر و رهایی از آنها کمک میکند.
نتیجه اخلاقی:فرشتگان مقرب به گروه خاصی از مردم تعلق ندارند، یعنی لزومی ندارد جزء گروه خاصی باشید تا بتوانید از آنها کمک بخواهید. از آنجا که این فرشتگان موجودات غیر فیزیکی لایتناهی هستند، میتوانند همزمان به هر کسی که از آنها کمک بخواهد، کمک کنند. آنها به خواست های شما پاسخ میدهند، چه به صورت کلام باشند، چه به صورت نوشته یا فکر. حتی میتوانید از آنها بخواهید که همیشه در کنار شما باشند و آنها خیلی خوشحال میشوند که چنین کنند.
در کتاب بحار از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: خداى عز و جل ملائکه را از نور آفریده است.
امام صادق (ع) می فرمایند: ملائکه آب و طعام نمى خورند، و ازدواج ندارند، و تنها با نسیم عرش، زنده اند، و براى خداى عز و جل فرشتگانى است که تا روز قیامت یکسره در رکوع هستند، و براى او فرشتگانى دیگر است که تا روز قیامت یکسره در سجده اند”.